X
تبلیغات
اکتشافات

اکتشافات

بشر

انفجار عظیم کیهانی رکوردی از لحاظ فاصله ثبت کرد.

انفجار خارق العاده مهیب یک ستاره عظیم در مراحل اولیه کیهان توسط تلسکوپ ها ثبت شده است. این دورترین شی واحدی است که تاکنون رؤیت می شود.

دانشمندان می گویند انفجار این ستاره اعظیم احتمالا به تشکیل سیاهچاله منجر شده است

انفجار خارق العاده مهیب یک ستاره عظیم در مراحل اولیه کیهان توسط تلسکوپ ها ثبت شده است. این دورترین شی واحدی است که تاکنون رؤیت می شود.

این انفجار ابتدا توسط تلسکوپ فضایی سوئیفت ناسا رصد شد که وظیفه اش ثبت اشعه گاما است که در اثر رویدادهای شدید ساطع می شود.

سپس سایر تلسکوپ ها علائم آن را دنبال کرده و منبع آن را شیئی در فاصله 13 میلیارد سال نوری رقم زدند.

دانشمندان می گویند که نابودی این ستاره احتمالا به ایجاد یک سیاهچاله منجر شده است.

پروفسور نیال تنویر از دانشگاه لیستر در بریتانیا گفت: "این ما را به حیطه ای می رساند که قبلا به آن پا نگذاشته بودیم."

او افزود: "این دورترین انفجار اشعه گاماست که تاکنون ثبت می شود، و همچنین دورترین شیئی است که تاکنون کشف می شود."

ماهواره سوئیفت در سال 2004 برای تحقیق درباره "فلاش" های کیهانی که انرژی خارق العاده عظیمی از آنها منتشر می شود و یکی از تکان دهنده ترین رویدادهای کیهانی به حساب می آید به فضا پرتاب شد.

پروژه سوئیفت تحت هدایت ناسا با حمایت گسترده دانشمندان بریتانیایی و ایتالیایی انجام شده است.

انفجار اخیر که "جی آر بی 090423" نامگذاری شده روز 23 آوریل توسط سوئیفت ردیابی شد.

رصدهای متعاقب آن توسط تلسکوپ مادون سرخ کینگدام و تلسکوپ شمالی ژمنای که هر دو بر کوه مونا کی در هاوائی مستقر هستند انجام شد.

انبساط فضایی

تحلیل طیف نوری این رویداد تایید کرد که "گرایش به سرخ" این انفجار 8/2 (هشت و دو دهم) است. گرایش سرخ مقیاسی برای سنجش میزان "کشیدگی" نور در اثر انبساط کیهان است.

هرچه گرایش به سرخ بیشتر باشد شیء دورتر و قدمت آن در تاریخ کیهان بیشتر است.

تصویر خیالی از انفجار گاما

این انفجارها از شدیدترین رویدادهای کیهان تلقی می شوند

رقم 8/2 معادل فاصله ای بیش از 13 میلیارد سال نوری است. به عبارت دیگر، تصویری که از این انفجار به ما رسیده است متعلق به زمانی است که جهان فقط 630 میلیون سال قدمت داشت که تنها یک بیستم عمر کنونی آن است که 13 میلیارد و 700 میلیون سال رقم زده می شود.

رکورد دار قبلی از لحاظ قدمت و فاصله یک انفجار اشعه گاما بود که در سال 2008 - آن هم توسط سوئیفت - کشف شد. گرایش به سرخ آن انفجار 6/7 (شش و هفت دهم) بود که آن را 190 میلیون سال نوری از "جی آر بی 090423" نزدیکتر می کرد.

دانشمندان آنچه را که معتقدند ممکن است کهکشان های کم سوء با گرایش به سرخ 8 تا 10 باشد رؤیت کرده اند، اما ماهیت واقعی آنها هنوز موضوع تحقیقات است.

پژوهشگران خیلی مشتاقند این فاصله های دور را کاوش کنند زیرا به این ترتیب می آموزند که کیهان چگونه در مراحل اولیه تکامل یافت و این به آنها کمک می کند دریابند که چرا جهان اینگونه است که اکنون به نظر می رسد.

دانشمندان معتقدند که شرایط فوق العاده داغ موجود پس از "انفجار بزرگ" (Big Bang) در نهایت آنقدر سرد شد که پروتون ها، نوترون ها و الکترون ها فرصت یافتند اتم های خنثی هیدروژن و هلیوم را تشکیل دهند.

وقتی اولین ستارگان در اثر ریزش درونی ابرهای هیدروژن و هلیوم تشکیل شدند، جهان روشن شد.

به علاوه آنقدر تشعشعات شدید فرابنفش از این ستارگان داغ و جوان ساطع شد که گاز اطراف را "سرخ" کرد و باعث جدا شدن الکترون ها از اتم های خنثی و ایجاد پلاسمای رقیقی میان ستارگان شد که امروز هم قابل ردیابی است.

ستاره ای که اکنون بقایای انفجار آن توسط سوئیفت ردیابی شده است به احتمال زیاد جزو آن گروه اولیه از غول هایی بود که مسئول این تحولات هستند.

منبع : BBC

منبع :http://http://www.parssky.com/view/637.aspx


+ نوشته شده در  ساعت   توسط احمدرضا هاتفی  | 

ايستگاه فضايی از برخورد با پسماند فضايی در امان ماند

یک تکه کوچک پسماند فضایی از فاصله کمتر از یک کیلومتری ایستگاه فضایی بین المللی عبور کرد و خوشبختانه خطری متوجه دو سرنشین ایستگاه نشد

 

 

 

اين تكه پسماند فضايي كه 10 سانتي‌متر قطر دارد، قطعه‌اي جدا شده از ماهواره كاسموس بود.

 

به گفته كايلي كِلِم، سخنگوي ناسا، اطلاعات دريافتي روزهاي قبل نشان داده بودند كه عبور اين پسماند از كنار ايستگاه فضايي بين‌المللي خطري را متوجه اين سامانه فضايي نخواهد كرد و بنابراين، نياز به اقدام خاصي نخواهد بود.

 

البته از آنجا كه ناسا بسيار دير متوجه نزديك شدن اين پسماند فضايي به ايستگاه شده بود، امكان روشن كردن موتورهاي پيشرانش ايستگاه براي حركت دادن آن در صورت بروز خطر احتمالي نيز وجود نداشت.

 

به همين دليل، اين سازمان از قبل به دو سرنشين ايستگاه يعني جفري ويليامز از ناسا و مهندس روسي، ماكسيم سورايف، اطلاع داده بود كه ممكن است آنها مجبور باشند براي تامين امنيت خود در هنگام نزديك شدن پسماند فضايي به فضاپيماي سايوز نقل مكان كنند.

 

فضاپيماي سايوز كه توسط روسيه ساخته شده، علاوه بر اين كه نقش انتقال خدمه ايستگاه به زمين را ايفا مي‌كند، در زمان‌هايي كه فضانوردان نياز به خروج اضطراري از ايستگاه دارند نيز به كار مي‌رود. 

 

اما بررسي‌هاي بيشتر مدار اين پسماند فضايي در روزهاي اخير نشان داد علي‌رغم اين كه از فاصله كمي از ايستگاه عبور خواهد كرد، اما خطري را متوجه آن نخواهد ساخت.

 

ناسا معمولا در صورتي كه احتمال برخورد یک به 10هزار باشد اقدام به جابجايي ايستگاه فضايي بين‌المللي مي‌كند.

 

به گزارش سازمان فضايي ايران، اين سومين بار در هفته قبل بود كه پايگاه كنترل ايستگاه فضايي بين‌المللي با مشكل برخورد پسماندهاي فضايي با ايستگاه مواجه بود.

 

 شنبه و دوشنبه گذشته نيز خطر برخورد يك تكه از يك موشك آمريكايي و قطعه‌اي از يك محموله فضايي آزمايشي نيز براي مدتي فكرها را به خود مشغول داشت.

 

هرچند آنها نسبت به پسماند اخير از فاصله بيشتري از كنار ايستگاه عبور كردند، اما تا زمان عبور از كنار آن، به طور مرتب توسط ناسا رديابي مي‌شدند

 

منبع:کنجکاو

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احمدرضا هاتفی  | 

آیا میدانید ؟

آیا می‌دانید یک انسان ۸ ثانیه بعد از قطع گردن هنوز به هوش است.
آیا می‌دانید سالی ۵۰۰ شهاب سنگ به زمین برخورد می‌کنند.
آیا می‌دانید خورشید روزی ۱۲۶٫۰۰۰ میلیارد اسب بخار انرژی به زمین می‌فرستد.
آیا می‌دانید کوچک‌ترین زمین فوتبال ساخته شده یک بیست هزارم یک تار مو است (نانو).
آیا می‌دانید با دویدن می‌توان مسافر زمان بود و کسری از ثانیه از دیگران بیشتر عمر کرد.
آیا می‌دانید ۵۶ درصد افرادی که دست چپ هستند، تایپیستند.
آیا می‌دانید برای تولید ۱ لیتر بنزین ۲۳٫۵تن گیاه در گذشته مدفون شده است.
آیا می‌دانید هر ۱ دقیقه نسل یک موجود زنده منقرض می‌شود.
آیا می‌دانید داوینچی با یک دست می‌نوشت و با دست دیگر نقاشی می‌کشید.
آیا می‌دانید گوش و بینی در تمام طول عمر رشد می‌کنند.
آیا می‌دانید آب دریا بهترین ماسک صورت است.
آیا می‌دانید در ساخت برج ایفل ۲٫۵ میلیون پیچ و مهره به کار رفته است.
آیا می‌دانید بینی انسان قادر به تشخیص ۱۰٫۰۰۰ نوع بوی مختلف است.
آیا می‌دانید انرژی که خورشید در ۱ ثانیه تولید می‌کند برای مصرف ۱ میلیون سال زمین کافی است.
آیا می‌دانید غیرممکن است که بتوانید با چشم باز عطسه کنید.
آیا می‌دانید ما در طول زندگیمان ۱۸ کیلو پوست می‌اندازیم.
آیا می‌دانید رنگ مورد علاقه ۸۰ درصد آمریکایی‌ها آبی است!
آیا می‌دانید وقتی شخصی در سریلانکا سرش را از طرفی به طرفی دیگر تکان می‌دهد یعنی باشه.
آیا می‌دانید در این دنیا تعداد جوجه‌ها از آدم‌ها بیشتر است.
آیا می‌دانید نوارهای لاستیکی خیلی طول می‌کشد تا سرد شوند.
آیا می‌دانید مغز در هنگام خواب فعال‌تر از وقتی است که تلویزیون می‌بینید.
آیا می‌دانید اگر مادران در زمان بارداری سیب به خصوص سبز استفاده کنند نوزادانشان زیبا می‌شوند.
آیا می‌دانید مادران باردار از انگور و جوانه گندم و امگا ۳ استفاده کنند بچه‌های آن‌ها تیزهوش می‌شوند.
آیا می‌دانید خورشید فقط ۱ بر ۴۰٫۰۰۰جرم خود را از دست داده است.
آیا می‌دانید ایران ۱۰۱۸ شهر دارد.
آیا می‌دانید پر آب‌ترین رود ایران کارون در خوزستان است.
آیا می‌دانید بام ایران استان چهارمحال و بختیاری است.
آیا می‌دانید هر فردی در طول ۲۴ ساعت ۲۳ هزار بار نفس می‌کشد

منبع:

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احمدرضا هاتفی  | 

سیاهچاله مو ندارد

سیاهچاله مو ندارد

شکل بالا فضا نوردى را نشان مى دهد که در ساعت 57/59/11 روى یک ستاره در حال رمبش فرود مى آید و همانطور که ستاره براثر گرانش شدید آن که هیچ سیگنالى نمى تواند از آن بگریزد، تا زیر شعاع بحرانى منقبض شود

 

 

 

 

 

 

 

  

 

 

 

 

شکل بالا فضا نوردى را نشان مى دهد که در ساعت 57/59/11 روى یک ستاره در حال رمبش فرود مى آید و همانطور که ستاره براثر گرانش شدید آن که هیچ سیگنالى نمى تواند از آن بگریزد، تا زیر شعاع بحرانى منقبض شود، فضانورد نیز به ستاره ملحق مى شود. فضانورد در فاصله هاى زمانى مشخص سیگنال هایى را از ساعت خود به فضاپیمایى که در حال چرخش دور ستاره است، ارسال مى کند. کسى که از فاصله دور به ستاره نگاه مى کند، هیچ وقت متوجه برخورد فضانورد با افق رویداد و ورودش بر سیاه چاله نمى شود. در عوض به نظر مى رسد که ستاره دقیقاً خارج از شعاع بحرانى قرار دارد و تصور مى شود ساعت موجود در سطح ستاره کند شده و نهایتاً متوقف مى شود.

 

این خواص سیاهچاله ها را که تاکنون تشریح کردیم هیچ مشکل مهمى را با موجبیت بر نمى انگیزد. زمان براى فضانوردى که درون سیاهچاله سقوط کرده و با تکینگى مواجه مى شود، به پایان مى رسد. به هرحال در نسبیت عام شخص مجاز است که زمان را در مکان هاى متفاوت با سرعت هاى مختلفى اندازه بگیرد. بنابراین مى توان با نزدیک شدن یک فضانورد به تکینگى به ساعتش سرعت بخشید. تا آنجا که وى حتى بتواند فاصله زمانى بى نهایت را اندازه بگیرد. در نمودار زمان- فاصله همه سطوح مقدار ثابت این زمان جدید در مرکز نمودار و زیر نقطه اى که تکینگى ظاهر مى شود، تجمع مى یابند. و اما در فضا زمان تقریباً تخت در فاصله هاى دور از سیاهچاله این مقدارها با اندازه گیرى هاى معمول از زمان مطابقت دارد. اگر تابع موج اولیه را بدانیم، مى توان این زمان را در معادله شرودینگر بکار برد و تابع موج زمان هاى بعد را به دست آورد. بنابراین هنوز هم موجبیت برقرار است. با این همه، این نکته هیچ ارزشى ندارد، زیرا در اواخر وقت قسمتى از تابع موج در درون سیاهچاله است که هیچ کس دیگرى که بیرون از آن است، نمى تواند آن را مشاهده کند. بنابراین ناظرى که آنقدر فهمیده است که خود را به درون سیاهچاله نیندازد، نمى تواند از معادله شرودینگر روبه گذشته استفاده کرده و تابع موج زمان هاى اولیه را به دست آورد. براى انجام این کار لازم است از قسمتى از تابع موج که درون سیاهچاله است آگاه شویم. این قسمت از تابع موج حاوى اطلاعاتى در مورد آن چیزهایى است که به درون سیاهچاله سقوط کرده اند. اطلاعات بالقوه بسیار زیادى در این مورد وجود دارد، زیرا سیاهچاله اى با جرم و سرعت چرخش خاص مى تواند از تعداد بسیار زیادى و مجموعه هاى متفاوتى از ذرات تشکیل شود؛ سیاهچاله به ماهیت جسمى که رمبیده و آن را به وجود آورده است، بستگى ندارند.

 

 جان ویلر از این نتیجه با عنوان «سیاهچاله مو ندارد» یاد کرد. براى فرانسویان این نکته فقط موید حدسشان بود. معضل موجبیت وقتى آغاز شد که من کشف کردم که سیاهچاله کاملاً سیاه نیست. همانطور که در فصل سوم دیدیم، نظریه کوانتوم بیان مى دارد که میدان ها حتى در جایى که خلاء نام دارد، نمى تواند کاملاً صفر باشد. اگر میدان ها صفر باشد، هم مقدار دقیق آن یعنى موقعیتش صفر است و هم میزان دقیق تغییرات آن، یعنى سرعت برابر صفر مى شود. این امر در تناقض با اصل عدم قطعیت است که مى گوید نمى توان همزمان موقعیت و سرعت را دقیقاً اندازه گرفت. در عوض تمام میدان ها باید داراى یک مقدار مشخصى از افت و خیز خلأ باشند (درست مثل آونگ فصل دوم که مى بایست داراى افت وخیز نقطه صفر باشد) افت و خیز خلأ را مى توان به چندین روش تفسیر کرد که متفاوت از یکدیگر به نظر مى رسند اما در اصل از لحاظ ریاضى یکسان هستند. از دیدگاه یک اثبات گر شخص مختار است تا از هر کدام از این تصویرها که براى مسئله موردنظر مفیدتر است، استفاده کند. در این مورد مفید است که افت وخیز خلأ را به عنوان زوج هایى از ذرات مجازى درنظر بگیریم که با هم در بعضى از نقاط فضازمان ظاهر شده، از هم جدا مى شوند و به یکدیگر برخورد کرده و یکدیگر را نابود مى کنند. «مجازى» یعنى این ذرات را نمى توان مستقیماً مشاهده کرد، اما آثار غیرمستقیم آنها را مى توان اندازه گرفت که این آثار به طور چشمگیرى با پیش گویى هاى نظرى مطابقت دارد . اگر سیاهچاله اى موجود باشد، یک ذره از این زوج ذرات ممکن است در سیاهچاله سقوط کند و ذره باقى مانده دیگر به فضاى بى نهایت بگریزد براى کسى که بسیار دور از سیاهچاله است، به نظر مى رسد ذره گریزان توسط سیاهچاله ساطع شده است. طیف سیاهچاله دقیقاً همانند طیفى است که از یک جسم داغ با دمایى متناسب با میدان گرانشى در افق- مرز- سیاهچاله انتظار داریم. به عبارت دیگر، دماى سیاهچاله به اندازه آن بستگى دارد. سیاهچاله اى که جرمش چند برابر جرم خورشید باشد، دمایى حدود یک میلیون درجه بالاى صفر مطلق دارد و سیاهچاله هاى بزرگ تر دمایشان حتى از این مقدار هم کمتر است.

 

بنابراین تمام تابش هاى کوآنتومى ناشى از چنین سیاهچاله هایى باید در تابش 7/2 درجه اى باقى مانده از انفجار بزرگ داغ (تابش پس زمینه کیهانى که در فصل دوم شرح دادیم) غوطه ور باشد.

 

 

منبع : www.hupaa.com - هوپا  و 

 

مجتمع فرهنگی آموزشی علامه طباطبایی

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احمدرضا هاتفی  | 

سرعتی بالاتر از سرعت نور

 سرعتی بالاتر از سرعت نور با نفوذ بیشتر در دنیای ریز ذره‌ها ، اثرات گرانشی بطور قابل توجهی کمتر می‌شوند.  

 

 

با نفوذ بیشتر در دنیای ریز ذره‌ها ، اثرات گرانشی بطور قابل توجهی کمتر می‌شوند. ولی این مساله تا نقطه معینی صادق است و نقش آنها بطور مشخصی افزایش می‌یابد. و آنها مانند وضعیتی که در جهان بزرگ وجود دارد به صورت پدیده‌های فیزیکی غالب در می‌آیند. در دنیای ریز ذره‌ها که وجه مشخصه آن فواصل کوچک است، مقادیر انرژی و در نتیجه جرم به اندازه‌ای افزایش می‌یابد که از این نظر دنیای ریز ذره‌ها مشابه پدیده‌های دنیای بزرگ و فوق‌العاده بزرگ می‌گردد و دو جهان مانند گذشته یکی می‌شوند و به همین دلیل آنها برخی از قوانین طبیعت مشترک هستند.
سیاهچاله‌ها که نشان‌دهنده چگالی فوق‌العاده زیاد ماده هستند، ناحیه دیگری می‌باشند که در آن وقایع جهانی و میکروسکوپیک باهم یکی می‌شوند. در اینجا پدیده گرانشی در هر دو حالت عظیم است که در حالت اول بصورت هندسه تغییر یافته فضا و در حالت دوم به صورت اثرات مکانیک کوانتومی بیان می‌شود.


● بیان ریز ذره‌ها بوسیله پدیده گرانشی
پیشرف جهان کوچک عقاید و تصورات خارق‌العاده‌ای پدید می‌آورد که نظریه‌های دانش عادی را نقض می‌کند و آشکارا نشان می‌دهد. چنین عقیده‌ای که معلومات امروزی علمی مفاهیم مطلق و غیر قابل تغییری هستند، پوچ می‌باشد. به نظر نمی‌آید که هیچگاه پیشرفت فیزیک و اختر فیزیک به انتها برسد.
فرضیه ذرات بنیادی که همواره وقایع عجیب‌تری را آشکار می‌سازد. دائما با مفاهیم پیچیده ریاضی و سایر مفاهیم پیچیده به‌ وجود می‌آید که با دنیایی که ما را احاطه کرده هیچ گونه مشابهتی ندراد. باید گفت که این فرضیه روز به روز بیشتر با فرضیه کیهانی آمیخته می‌شود. به عبارت دیگر قوانین طبیعی حاکم بود و نقطه نهایی و متضاد ابعاد جهانی یعنی دنیای ریز ذره‌ها و دنیای وقایع کیهانی هیچگاه با یکدیگر متناقض نیستند.


● دنیای ریز ذره‌ها
گمان می‌رود چنین جریانی بتواند برای ایجاد ارتباط تلفنی با گذشته کمک کند یا ممکن است شخصی خود را به ساعت یازده صبح روز قبل انتقال دهد. چنین چیزی مادامی که دنیای سرعتهای کوچک‌تر از سرعت نور با دنیای سرعتهای بزرگ‌تر از سرعت نور برخورد پیدا کند، تناقض می‌باشد. اگر فقط محدوده سرعت‌های بالاتر از سرعت نور را مورد توجه قرار دهیم، چین تناقضاتی به‌وجود نمی‌آید. تاکنون هیچ یک از اطلاعات تجربی به دست آمده وجود تاکیون‌ها را به اثبات نرسانیده‌اند.


● بازگشت به گذشته
دنیای تاکیون ها هیچ نقطه مشترکی با دنیای ما که در آن سرعت ها کمتر از سرعت نور است ندارد. سه نوع ذره‌ای که هم اکنون ذکر آنها به میان آمد، دارای یک خاصیت مشترک می‌باشند. ذرات یک گروه تحت هیچ شرایطی نمی توانند به ذرات گروه دیگر تبدیل شوند. از سوی دیگر ، فقط بر اساس دانش جدید می توانیم چنین اظهار نظری را به عمل آوریم. اگر این مسئله را از دیدگاه اطلاعات علمی کامل‌تری که هنوز ناشناخته است مورد بررسی قرار دهیم، ممکن است که کاملا تغییر نماید. در آن صورت می توانیم فرض کنیم که دنیای تاکیون ها با دنیای ما برخورد پیدا می کند و این بدان معنی است که فرآیندهایی در طبیعت وجود دارند که در جهات نامشخص پیش می روند.
اصل علیت که بر اساس آن علت همیشه مقدم بر معلول است یک اصل اساسی فیزیکی است. به بیان دیگر ، هیچ رویدادی نمی تواند گذشته را تحت تاثیر قرار دهد و موجب تغییر آن چیزی گردد که اتفاق افتاده است، ولی در دنیای ذراتی که با سرعت نور و یا بیشتر از آن حرکت می کنند ، این اصل ممکن است تغییر نماید و علت و معلول با توجه به چارچوب مرجع جای خود را عوض کنند.
در فرآیندهایی که پیام ها با سرعت بیشتر از سرعت نور حرکت می نمایند، تسلسل وقایع (وقایعی که پیش از وقایع دیگر رخ می دهند) به انتخاب دستگاه مختصات بستگی پیدا می کند، در عین حال ، جهت جریان اطلاعات یعنی اساس بستگی علت و معلول تغییر نمی نماید. این مسئله موجب نقص علیت می گردد.


● دنیای تاکیون ها و دنیای ما
عقاید متفاوتی در این مورد وجود دارد. اگر تاکیون ها واقعا وجود داشته باشند، چه می شود؟ در این صورت آنها نوع سوم ذراتی می باشند که برای ما شناخته شده اند. اولین نوع شامل ذراتی است که هیچگاه به سرعت نور نمی رسند. (یعنی تقریبا تمام ذرات بنیادی شناخته شده) ، نوع دوم فوتون‌ها (کوانتاهای تابش الکترومغناطیسی) و احتمالا نوترینوها می باشند که هر دو آنها با سرعت نور منتشر می شوند. تاکیون ها همواره دارای سرعتی می باشند که از سرعت نور بیشتر است.


● اگر تاکیون‌ها وجود داشتند؟
در کنار دنیایی با سرعت های کمتر از سرعت نور (جهان تاردیون ، مشتق از کلمه لاتین تاردوس به معنای آهسته) دنیای دیگری وجود دارد که سرعت نور در آن از سرعت های دیگر کمتر است، نه بیشتر (جهان تاکیون مشتق از لغت یونانی تاخیس به معنی سریع می باشد). دنیای دوم کشف نشده است ، زیرا هیچ نقطه مشترکی با دنیای اول ندارد.
در سالهای اخیر ، تعدادی مقاله تحقیقاتی منتشر شده که نویسندگان آنها احتمال وجود ذرات &#۶۵۵۳۳;ابر نور&#۶۵۵۳۳; را که تا کنون نامیده اند، مورد بررسی قرار داده اند.
واقعیت عجیبی که در مورد فرضیه ابر نور وجود دارد، آنست که این فرضیه ، نظریه نسبیت خاص را نقض نمی کند ، بلکه آن را با دنیایی که در آن سوی محدوده سرعت نور قرار دارد سازگارتر و هماهنگ تر می سازد.


● ابر نور
بر اساس نظریه نسبیت هیچ فرآیند فیزیکی نمی تواند در سرعت های بالاتر از سرعت نور در خلا انجام گیرد. بدون تردید ، قابل قبول نبودن این سرعت ها یکی از عجیب ترین فرضیات فیزیک جدید است.
آیا واقعا ممکن است که سرعت های بالاتر از سرعت نور وجود داشته باشد؟


 

منبع : www.aftab.ir - آفتاب و

مجتمع فرهنگی آموزشی علامه طباطبایی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احمدرضا هاتفی  | 

تأثیر انفجارات عظیم خورشیدی در به هم ریختن اوضاع زمین

تحقیقات دانشمندان ناسا نشان می دهد انفجارات و فورانهای عظیم خورشیدی می تواند پیامدهای جدی برای ارتباطات، شبکه های نیرو و سایر فناوریهای روی زمین به همراه داشته باشد.




نتایج تحقیق دانشمندان ناسا برای نخستین بار داده های اقتصادی روشنی ارائه می کند که حاکی از نقش جدی شرایط فوق العاده فضایی ناشی از فعالیت مغناطیسی خورشید در بروز اختلالات روی زمین است.
به اعتقاد محققان بخش فیزیک خورشیدی ناسا، خورشید نیروی حیات زمین شمرده می شود و برای کاستن از بار مسائل احتمالی امنیت عمومی در زمین، درک بهتر رویدادهای آب و هوایی فضا که ناشی از فعالیت های خورشید است امری حیاتی به شمار می رود.
دانشمندان معتقدند انتشار طوفانهای همیشگی از پلاسما موسوم به بادهای خورشیدی موجب رهاسازی دوره ای میلیاردها تن مواد موسوم به پرتابه های متراکم هاله ای در فضا می شود و این ابرهای عظیم در برخورد با زمین می توانند با راه اندازی طوفان های مغناطیسی بزرگ در مغناطیس کره و جو فوقانی بر عملکرد و کارکرد مطمئن سامانه های فناوری زمینی و هوایی اثر بگذارند.
بر اساس گزارش ساینس دیلی، دانشمندان بر این باورند که بدون اقدامات یا طرح های تأمینی، روند وابستگی روزافزون به ساختارهای مدرن فناوریهای حساس به شرایط آب و هوای فضایی می تواند موجب آسیب پذیرتر شدن جامعه در آینده شود.

منبع:

 

و
خبرگزارى مهر (www.mehrnews.com

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احمدرضا هاتفی  | 

شنايي با لايه هاي جو

اتمسفر زمين را بر حسب چگونگي روند دما، اختلاف چگالي، تغييرات فشار، تداخل گازها و سرانجام ويژگيهاي الكتريكي به لايه‌هاي زير تقسيم كرده‌اند:

-1 تروپوسفر (Troposphere)

-2 استراتوسفر (Stratosphere)

-3 مزوسفر (Mesosphere)

-4 يونسفر (Ionosphere)

-5 اگزوسفر (Exosphere)


-1 تروپوسفر

تروپوسفر پايين ترين لايه اتمسفر است كه خود از لايه هاي كوچكتري تشكيل شده است.

وجه تمايز اين لايه با ديگر لايه هاي اتمسفر، تجمع تمامي بخار آب جو زمين در آن است؛ به همين دليل بسياري از پديده هاي جوي كه با رطوبت ارتباط دارند و عاملي تعيين كننده در وضعيت هوا به شمار مي آيند (از قبيل ابر، باران، برف، مه و رعد و برق) تنها در اين لايه رخ مي دهند.

منبع حرارتي لايه تروپوسفر انرژي تابشي سطح زمين است. از اين رو با افزايش ارتفاع با كاهش دما مواجه خواهيم بود.

ضخامت تروپوسفر، از شرايط حرارتي متفاوتي كه در عرضهاي جغرافيايي مختلف حاكم است تبعيت مي كند. اين ضخامت معمولاً از 17 تا 18 كيلومتر در استوا به 10 تا 11 كيلومتر در مناطق معتدل و 7 تا 8 كيلومتر در قطبها تغيير مي كند.

-2استراتوسفر

لايه استراتوسفر بر روي لايه تروپوسفر قرار دارد و ضخامت متوسط آن حدود 23 كيلومتر است. در 3 كيلومتر اول استراتوسفر، دماي هوا ثابت است اما در قسمتهاي بالاتر دماي هوا با ارتفاع افزايش مي يابد.

در استراتوسفر به ندرت ابر تشكيل مي شود و تنها در شرايط ويژه اي ممكن است ابرهاي كوهستاني به نام ابرهاي مرواريدي در ارتفاع 21 تا 29 كيلومتري از سطح زمين ظاهر شوند كه علت وجود آنها حركات موجي شكل هوا از سوي موانع مي باشد.

از ديگر ويژگيهاي مهم استراتوسفر وجود ازن در اين لايه است كه بخصوص در ارتفاع 20 تا 30 كيلومتري سطح زمين بر اثر واكنشهاي مختلف فتوشيميايي بدست مي آيد. مقدار ازن در اين لايه معمولاً روند فصلي دارد حداكثر آن در بهار و حداقل آن در پاييز مشاهده مي شود.

-3 مزوسفر

در بالاي لايه گرم ازن لايه مزوسفر قرار دارد كه دما در آن متناسب با افزايش ارتفاع با آهنگ 3/0 سانتيگراد به ازاي هر 100 متر كاهش مي يابد به طوريكه دما در مرز فوقاني آن در ارتفاع 80 تا 90 كيلومتري به 80- درجه سانتيگراد مي رسد. و نتيجه اين دماي پايين انجماد بخار آب ناچيز موجود در اين لايه است كه باعث بوجود آمدن ابرهاي شب تاب مي شوند. اين ابرها درتابستان و در عرضهاي بالا ديده مي شوند. مزوسفر سردترين لايه اتمسفر تلقي مي شود.

-4 يونوسفر

از بخش فوقاني مزوسفر تا ارتفاع تقريبي 1000 كيلومتري اتمسفر زمين، بار الكتريكي شديدي حاكم است كه زاييده وجود يونها و الكترونهاي آزاد است. در حقيقت پرتوهاي پر انرژي خورشيد كه از فضاي خارج به طبقات بالايي اتمسفر وارد مي شوند باعث گسستگي پيوند يا يونيزاسيون مولكولها و اتمها مي شوند. بر اثر يونيزاسيون، الكترون آزاد مي شود و باقي مانده اتم به صورت يون در مي آيد؛ به همين علت اين لايه از جو را يونوسفر ناميده اند.

شدت يونيزاسيون در تمام ارتفاعات يونسفر يكسان نيست؛ بنابراين لايه هاي متفاوت با تراكم الكترون و يون متفاوت با ارتفاعات مجاور خود در يونسفر وجود دارد؛

اين لايه ها در ارتباطات راديويي اهميت بسياري دارند. اين لايه ها عبارتند از لايه هاي D,E,F .

-5  اگزوسفر

شرايط موجود در يونوسفر در اين لايه نيز حاكم است؛ بدين معني كه گازها در اين لايه همچنان قابليت هدايت الكتريكي خود را حفظ مي كنند. سرعت ذرات در اين لايه بسيار زياد است و در مواردي به 2/11 كيلومتر در ثانيه مي رسد.

اگزوسفر لايه گذار جو به فضاي كيهاني به شمار مي آيد كه بخش فوقاني آن را در ارتفاع بيش از سه هزار كيلومتري از سطح زمين برآورد كرده اند.

منبع:

http://rtp.ir/shop/article_info.php?articles_id=161

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احمدرضا هاتفی  | 

نانوتکنولوژی

نانوتکنولوژی تولید کارآمد مواد و دستگاهها و سیستمها با کنترل ماده در مقیاس طولی نانومتر و بهره برداری از خواص و پدیده‌های نو ظهوری است که در مقیاس نانو توسعه یافته‌اند.

یک نانومتر چقدر است؟
یک نانومتر یک میلیاردم متر (10-9 m) است. این مقدار حدودا چهار برابر قطر یک اتم است. مکعبی با ابعاد 2.5 نانومتر ممکن است حدود 1000 اتم را شامل شود. کوچکترین آی سیهای امروزی با ابعادی در حدود 250 نانومتر در هر لایه به ارتفاع یک اتم ، حدود یک میلیون اتم را در بردارند. در مقایسه یک جسم نانومتری با اندازه‌ای حدود 10 نانومتر ، هزار برابر کوچکتر از قطر یک موی انسان است.
امکان مهندسی در مقیاس مولکولی برای اولین بار توسط ریچارد فاینمن (R.Feynnman) ، برنده جایزه نوبل فیزیک مطرح شد. فاینمن طی یک سخنرانی در انستیتو تکنولوژی کالیفرنیا در سال 1959 اشاره کرد که اصول و مبانی فیزیک امکان ساخت اتم به اتم چیزها را رد نمی‌کند. وی اظهار داشت که می‌توان با استفاده از ماشینهای کوچک ماشینهایی به مراتب کوچکتر ساخت و سپس این کاهش ابعاد را تا سطح خود اتم ادامه داد.
همین عبارتهای افسانه وار فاینمن راهگشای یکی از جذابترین زمینه‌های نانو تکنولوژی یعنی ساخت روباتهایی در مقیاس نانو شد. در واقع تصور در اختیار داشتن لشکری از نانو ماشینهایی در ابعاد میکروب که هر کدام تحت فرمان یک پردازنده مرکزی هستند، هر دانشمندی را به وجد می‌آورد. در رویای دانشمندانی مثل جی استورس هال (J.Storrs Hall) و اریک درکسلر (E.Drexler) این روباتها یا ماشینهای مونتاژکن کوچک تحت فرمان پردازنده مرکزی به هر شکل دلخواهی در می‌آیند. شاید در آینده‌ای نه چندان دور بتوانید به کمک اجرای برنامه ای در کامپیوتر ، تخت خوابتان را تبدیل به اتومبیل کنید و با آن به محل کارتان بروید.

چرا این مقیاس طول اینقدر مهم است؟
خواص موجی شکل (مکانیک کوانتومی) الکترونهای داخل ماده و اثر متقابل اتمها با یکدیگر از جابجاییمواد در مقیاس نانومتر اثر می‌پذیرند. با تولید ساختارهایی در مقیاس نانومتر ، امکان کنترل خواص ذاتی مواد ازجمله دمای ذوب ، خواص مغناطیسی ، ظرفیت بار و حتی رنگ مواد بدون تغییر در ترکیب شیمیایی بوجود می‌آید. استفاده از این پتانسیل به محصولات و تکنولوژیهای جدیدی با کارآیی بالا منتهی می‌شود که پیش از این میسر نبود.
نظام سیستماتیک ماده در مقیاس نانومتری ، کلیدی برای سیستمهای بیولوژیکی است. نانوتکنولوژی به ما اجازه می‌دهد تا اجزاء و ترکیبات را داخل سلولها قرار داده و مواد جدیدی را با استفاده از روشهای جدید خود_اسمبلی بسازیم. در روش خود_اسمبلی به هیچ روبات یا ابزار دیگری برای سرهم کردن اجزاء نیازی نیست. این ترکیب پر قدرت علم مواد و بیوتکنولوژی به فرآیندها و صنایع جدیدی منتهی خواهد شد.
ساختارهایی در مقیاس نانو مانند نانو ذرات و نانولایه‌ها دارای نسبت سطح به حجم بالایی هستند که آنها را برای استفاده در مواد کامپوزیت ، واکنشهای شیمیایی ، تهیه دارو و ذخیره انرژی ایده‌ال می‌سازد. سرامیکهای نانوساختاری غالبا سخت‌تر و غیرشکننده‌تر از مشابه مقیاس میکرونی خود هستند. کاتالیزورهای مقیاس نانو راندمان واکنشهای شیمیایی و احتراق را افزایش داده و به میزان چشمگیری از مواد زائد و آلودگی آن کم می‌کنند. وسایل الکترونیکی جدید ، مدارهای کوچکتر و سریعتر و … با مصرف خیلی کمتر می‌توانند با کنترل واکنشها در نانوساختار بطور همزمان بدست آیند. اینها تنها اندکی از فواید و مزایای تهیه مواد در مقیاس نانومتر است.

منافع نانوتکنولوژی چیست؟
مفهوم جدید نانوتکنولوژی آنقدر گسترده و ناشناخته است که ممکن است روی علم و تکنولوژی در مسیرهای غیرقابل پیش بینی تأثیر بگذارد. محصولات موجود نانوتکنولوژی عبارتند از: لاستیکهای مقاوم در برابر سایش که از ترکیب ذرات خاک رس با پلیمرها بدست آمده‌اند، شیشه‌هایی که خودبه خود تمیز می‌شوند، مواد دارویی که در مقیاس نانو ذرات درست شده‌اند، ذرات مغناطیسی باهوش برای پمپهای مکنده و روان سازها ، هد دیسکهای لیزری و مغناطیسی که با کنترل دقیق ضخامت لایه‌ها از کیفیت بالاتری برخوردارند، چاپگرهای عالی با استفاده از نانو ذرات با بهترین خواص جوهر و رنگ دانه و ... .
قابلیتهای محتمل تکنیکی نانوتکنولوژی
محصولات خود_اسمبل
کامپیوترهایی با سرعت میلیاردها برابر کامپیوترهای امروزی
اختراعات بسیار جدید (که امروزه ناممکن است)
سفرهای فضایی امن و مقرون به صرفه
نانوتکنولوژی پزشکی که در واقع باعث ختم تقریبی بیماریها ، سالخوردگی و مرگ و میر خواهد شد.
دستیابی به تحصیلات عالی برای همه بچه‌های دنیا
احیاء و سازماندهی اراضی

برخی کاربردها
مدلسازی مولکولی و نانوتکنولوژی
در سازمان دهی و دستکاری مواد در مقیاس نانو ، لازم است تمامی ابزار موجود جهت افزایش کارایی مواد و وسایل بکار گرفته شود. یکی از این ابزار ، شیمی تحلیلی ، خصوصا مدل ‌سازی مولکولی و شبیه ‌سازی است. امروزه ابزار تحقیقاتی فراگیری مانند روشهای شیمی تحلیلی مزیتهای فراوانی نسبت به روشهای تجربی دارند. میهیل یورکاز شرکتContinental Tire North America می‌گوید:"روشهای تجربی مستلزم بهره‌گیری از نیروی انسانی ، شیمیایی ، تجهیزات ، انرژی و زمان است. شیمی تحلیلی این امکان را برای هر فرد مهیا می‌سازد که فعالیتهای شیمیایی چندگانه‌ای را در 24 ساعت شبانه ‌روز انجام دهد. شیمیدانها می‌توانند با انجام آزمایشها توسط رایانه ‌، احتمال فعالیتهای غیرمؤثر را از بین ببرند و گستره احتمالی موفقیتهای آزمایشگاهی را وسعت دهند.
نتیجه نهایی این امر ، کاهش اساسی در هزینه‌های آزمایشگاهی (مانند مواد ، انرژی ، تجهیزات) و زمان است." از طرف دیگر ، در شیمی تحلیلی سرمایه‌ گذاری اولیه جهت تهیه نرم‌افزار و هزینه‌های وابسته از جمله سخت‌افزار جدید ، آموزش و تغییرات پرسنل بسیار بالا خواهد بود. ولی با بکار گیری هوشمندانه این ابزار می‌توان هریک از هزینه‌های اولیه را نه تنها از طریق صرفه‌جویی در هزینه آزمایشگاه بلکه بوسیله فراهم نمودن دانشی که منجر به بهینه ‌سازی فرآیندها و عملکردها می‌شود، جبران ساخت.
این موضوع برای شیمیدانها بسیار مناسب است، ولی روشهای شبیه‌سازی چطور می‌توانند برای نانوتکنولوژیستها مفید واقع شود؟ محدودیتهای آزمایشگر در مقیاس نانو ، زمانی آشکار می‌شود که شگفتی جهان دانشمندان نظری وارد عمل می‌شود. در اینجا هنگامی که دانشمندان قصد قرار دادن هر یک از اتمها را در محل مورد نظر دارند قوانین کوانتوم وارد صحنه می‌شود. پیش‌بینی رفتار و خواص در محدودهای از ابعاد برای نانوتکنولوژیستها حیاتی است.
مدل‌سازی رایانه‌ای با بکارگیری قوانین اولیه مکانیک کوانتوم و یا شبیه‌سازیهای مقیاس میانی ، دانشمندان را به مشاهده و پیش‌بینی رفتار در مقیاس نانو و یا حدود آن قادر می‌سازد. مدلهای مقیاس میانی با بکارگیری واحدهای اصلی بزرگتر از مدلهای مولکولی که نیازمند جزئیات اتمی است، به ارائه خواص جامدات ، مایعات و گازها میپردازند. روشهای مقیاس میانی در مقیاسهای طولی و زمانی بزرگتری نسبت به شبیهسازی مولکولی عمل می‌کنند. می‌توان این روشها را برای مطالعه مایعات پیچیده ، مخلوطهای پلیمر و مواد ساخته‌شده در مقیاس نانو و میکرو بکار برد.

مدل ‌سازی خاک‌ رس
محققین دانشگاه لندن در انگلستان و دانشگاه Paris Sud در فرانسه ، شبیه‌سازیهایی بر اساس مکانیک کوانتوم برای مطالعه و کامپوزیتهای خاک ‌رس–پلیمر بکار برده‌اند. امروزه این ترکیبات یکی از موفق‌ترین مواد نانوتکنولوژی هستند، زیرا بطور همزمان مقاومت بالا و شکل‌پذیری از خود نشان می‌دهند؛ خواصی که معمولاً در یکجا جمع نمی‌شوند. نانو کامپوزیتهای پلیمر–خاک رس می‌توانند با پلیمریزاسیون در جا تهیه شوند؛ فرآیندی که شامل مخلوط کردن مکانیکی خاک معدنی با مونومر مورد نیاز است. بنابراین مونومر در لایه درونی جای‌گذاری می‌شود (خودش را در لایه‌های درون ورقه‌های سفال جای می‌دهد) و تورق کل ساختار را افزایش می‌دهد. پلیمریزاسیون ادامه می‌یابد تا سبب پیدایش مواد پلیمری خطی و همبسته گردد.
دانشمندان با بکارگیری Castep (یک برنامه مکانیک کوانتوم که نظریه کارکردی چگالی را بکار می‌گیرد) تحول کشف شده در این روش را که پلیمریزاسیون میان ‌گذار خود کاتالیست نامیده می‌شود مطالعه کردند. این پروژه ، دانشی نظری در زمینه ساز و کار این فرآیند جدید را بوسیله مشخص کردن نقش سفال در کامپوزیت فراهم نمود. ضروری است که دانش حاصل از شبیه‌سازیها ، جهت کنترل و مهندسی نمودن فعل و انفعالات پلیمر-سیلیکات به کمک دانشمندان آید.
دانشمندان در شرکت BASF شبیه‌ سازیهای مقیاس میانی را برای بررسی علم و رفتار ریزواره‌ها بکاربردند. ریزواره‌ها ذراتی کروی شکل با ابعاد نانو هستند که به صورت خود به خود در محلولهای کوپلیمری ایجاد می‌شوند و در زمینه‌هایی مانند سنسورها وسایل آرایشی و دارو رسانی کاربرد دارند. دانشمندانBASF با بکار گیری esoDyn ، یک ابزار شبیه ‌سازی برای پیش‌بینی ساختارهای مقیاس میانی مواد متراکم محلولهای تغلیظ ‌شده کوپلیمرهای آمفی‌فیلیک را بررسی کردند.
شبیه‌سازیها مشخص نمود که کدام شرایط مولکولی و فرمولی به شکل‌گیری "ریزواره‌های معکوس" مانند نانو ذرات آب در یک محیط فعال منتهی‌ میشود. چنین نتایجی برای درک رفتار عوامل فعال سطحی ضروری هستند. به کمک روشهایی مانند پرتاب محلول در آزمایشگاه می‌توان به نتایجی در این زمینه دست یافت، اما دستیابی به این نتایج ماهها به طول می‌انجامد، درحالی که آزمایشهای شبیه‌سازی شده تنها طی چند روز نتیجه می‌دهند.

محدودیتهای این روشها چیست؟
در حالیکه امروزه ابزار مدلسازی در سطح کوانتومی و مقیاس میانی به خوبی توسعه یافته‌اند، همچنان محدودیتهایی در این عرصه وجود دارد. برای مثال کاربردهایی در زمینه وسایل الکترونیک مستلزم انجام محاسبات مکانیک کوانتوم برای تعداد اتمهایی بیش از روشهای حاضر می‌باشد که بیش از توان عملیاتی منابع محاسبه‌گر فعلی است. همچنین مدلسازی کل وسایل امکان‌پذیر نیست، بویژه عملکردها و خواص آنها.

منبع:سایت اطلاع رسانی علمی دانش ما

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احمدرضا هاتفی  | 

باورهای جهانی درباره پیدایش حیات اولیه

 

پیدایش حیات از جمله بحث برانگیزترین و در عین حال پیچیده ترین مباحث تاریخی بوده است که به عقیده بسیاری از نظریه پردازان، دانش بررسی آن هنوز در ابتدایی ترین مراحل است حال آنکه این مسئله و دانش بررسی آن قدمتی به درازای تاریخ دارد. به گزارش مهر، طی قرون گذشته باورهای علمی و رایجی میان جوامع مختلف درخصوص چگونگی پیدایش حیات شکل گرفته است. ارائه فرضیه هایی همچون پیدایش حیات به صورت آنی، تدریجی، مبتنی بر مواد شیمیایی و نظایر آنها در بیش از یک قرن گذشته رنگ و بوی جدی به خود گرفته و از ابعاد گوناگونی مورد بررسی قرار گرفته اند.
با این حال پذیرفته ترین فرضیه ای که در این زمینه مورد قبول بسیاری از گروههای علمی و تحقیقاتی قرار گرفته، فرضیه ای است که مبنای کاملا علمی داشته و در آن آغاز حیات از مولکولهایی در ۴ میلیارد سال پیش عنوان شده است.پیشگامان این عرصه کسانی نبوده اند جز استنلی میلر و اسپگمن که توانستند در محیطهای آزمایشگاهی پیدایش حیات در ۴ میلیارد سال پیش را به نوعی شبیه سازی کنند. دانشمندان دریافته اند که عناصری نظیر اسیدهای آمینه آلانین و لوسین و چند مورد دیگر در حقیقت مولکولهای اولیه و پایه گذار پیدایش حیات بوده اند.دانشمندانی نظیر استنلی میلر در بررسهای خود دریافته اند در دورانی نزدیک به ۴ میلیارد سال پیش جو زمین از انبوهی از گازهای مختلف نظیر نیترو‍ژن و دی اکسید کربن و همچنین هیدروژن و آمونیاک پوشیده بوده و این درحالی است که بروز فعالیتهای آتشفشانی علت پدیدار شدن آنها بوده است.در آن دوره وقوع رعد و برقهای بسیار قوی از جمله رایج ترین پدیده ها در جو زمین بوده است و به گفته دانشمندان این پدیده موجبپ پیدایش مولکولهای اولیه حیات می شده اند. میلر و همکارانش این فرآیند را در محیطهای آزمایشگاهی شبیه سازی کرده و در کمال حیرت شاهد پیدایش این مولکولها شدند.
دانشمندان عقیده دارند آتشفشانها در کنار وقوع رعد و برق از جمله عناصر پیدایش حیات اولیه بر روی زمین بوده اند.دانشمندان در دهه های گذشته با ارائه فرضیه های مختلفی در این زمینه روبرو بوده اند که هر یک حداقل برای چندین سال به کانون توجهات تبدیل می شده اند. فرضیه پیدایش "آنی" از جمله این فرضیه ها بوده است که ارائه کنندگان آن معتقدند حیات و موجودات زنده آن به صورت یکباره به وجود آمده اند. یونان باستان مهد این فرضیه بوده است که از ارائه کنندگان اصلی آن می توان به ارسطو اشاره کرد.
اما در کنار این فرضیه، دانشمندانی همچون پاستور برای رد کردن فرضیه پیدایش "آنی" حیات چنین ابراز عقیده کرده اند که حیات همواره وجود داشته و نمی توان برای آن زمان آغازینی در نظر گرفت و باید به آن به صورت یک فرآیند بدون آغاز نگاه کرد. با این حال با توجه به اینکه زمین خود در مقطعی خاص از زمان ایجاد شده است، چگونه می توان این نظریه را مورد قبول دانست؟
در برهه ای از تاریخ نیز گروههای مختلف علمی از فرا زمینی بودن منشأ حیات خبر می داده اند. در دوره ای از تاریخ علوم که به مسأله برخوردهای شهاب سنگی با زمین به شدت توجه می شده است، دانشمندان از امکان وارد شدن منشأ حیات از اجرام آسمانی دیگر به زمین در جریان همین برخوردها خبر می داده اند. با این حال هر از چندگاهی دانشمندانی پیدا شده و با ارائه مدارک و شواهد خاص خود، این نظریه را رد می کرده اند.اما در برابر همین فرضیه که تاحدودی بیش از سایر فرضیه ها جالب توجه بوده است، برخی دانشمندان از پیدایش حیات بر روی زمین خبر داده اند. آنها معتقدند در حدود ۴ میلیارد سال پیش و زمانی که سطح زمین مملو از مواد داغ و مذاب بوده است امکان پیدایش حیات وجود نداشته اما به تدریج و با سرد شدن تدریجی زمین شرایط برای این پیدایش مهیا شده است.بارشهای شدید بارانی که ناشی از متراکم شدن بخار آب جو زمین بوده است، نتیجه ای جز پیدایش اقیانوسها نداشته و از این رو شرایطی مناسب برای تکامل کلیه گروههای جاندار ساکن بر روی زمین در طول ده ها میلیون سال فراهم شده است.
به نظر می رسد که با توسعه دانش فسیل شناسی و بررسی دقیق شواهد و مدارک برجای مانده بر روی فسیلها، دیری نخواهد پایید که دانش بشر از بن بستهای فعلی خارج و به مقاطع روشنی از فرآیند مشخص شدن راز پیدایش حیات دست خواهد یافت.

 

منبع:سایت اطلاع رسانی علمی دانش ماو

روزنامه تفاهم

 
+ نوشته شده در  ساعت   توسط احمدرضا هاتفی  | 

مهندسان ناظر برخورد دهنده بزرگ هادرون سرانجام توانستند برای اولین بار شاهد برخورد دو پروتون در این ب

مهندسان ناظر برخورد دهنده بزرگ هادرون سرانجام توانستند برای اولین بار شاهد برخورد دو پروتون در این برخورد دهنده عظیم باشند.

 

این دو پروتون در عمق 100 متری زیر مرز فرانسه و سوئیس توسط هزار و 200 مغناطیس ابررسانا در جهت مخالف یکدیگر هدایت شده و با یکدیگر برخورد کردند.

 

این رویداد از نظر دانشمندانی که در این آزمایشگاه بزرگ مشغول به کارند دستاوردی بزرگ به شمار می رود. این برخورد کم انرژی که با هدف آشکار ساختن رازهای کیهانی صورت گرفته است، پس از تابش دو پرتو به صورت همزمان و در دو جهت مخالف در تونل 27 کیلومتری برخورد دهنده هادرون رخ داد.

 

برخورد دهنده بزرگ هادرون که توسط سازمان مطالعات اتمی اروپا، سرن راه اندازی شده است بزرگترین ماشین آزمایشگاهی جهان به شمار می رود و می تواند شرایطی مشابه آنچه چند میلی ثانیه پس از انفجار بزرگ در جهان رخ داد را شبیه سازی کند.

 

دانشمندان در این آزمایشگاه به جستجوی نشانه هایی از بوزون هیگز، ذره ای ساب اتمیک که در درک درست از فیزیک بسیار حیاتی به شمار می رود، خواهند بود.

 

دانشمندان پیش از این از عملکرد مطلوب دستگاه و سرعت عمل آن پس از فعال سازی مجدد ابراز خرسندی کرده بودند. رالف هیور مدیر کل سرن از سرعت بالا در دستیابی به برخورد دو ذره ابراز خوشحالی کرده و از آن به عنوان دستاوردی بزرگ و ارزشمند یاد می کند.

 

به گفته وی با این حال باید به آینده نیز چشم دوخت زیرا تا آغاز برنامه فیزیکی اصلی برخورد دهنده بزرگ هادرون راه طولانی در پیش است.

 

جیزم گیلیز مدیر ارتباطات سرن اعلام کرد اولین برخورد پروتونها درست زمانی صورت گرفت که کنفرانس خبری به منظور بررسی عملکرد ماشین پس از فعال سازی در حال برگزاری بود.

 

ردیاب اطلس هادرون اولین ردیابی بود که حضور پروتونهای کاندیدای برخورد را به ثبت رساند و پس از آن دو ردیاب آلیس و LHCb با فاصله چند 10 دقیقه موفق به مشاهده این پروتونها شدند.

 

سپس اپراتورها پرتوهای پروتون را به منظور ایجاد برخورد با یکدیگر انطباق داده و سرانجام دو پروتون با یکدیگر برخورد کردند.

بر اساس گزارش بی بی سی، مهندسان سرن برخورد دهنده بزرگ هادرون را عصر روز جمعه پس از 14 ماه خاموشی به دلیل انجام تعمیرات برای دومین بار فعال سازی کردند. این آزمایشگاه عظیم 14 ماه پیش به دلیل بروز اختلال در یکی از اتصالات الکتریکی از کار افتاد. مهر

منبع:کنجکاو

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احمدرضا هاتفی  | 

نظریه نسبیت

متن کامل با تمام لینک هایش:

نظریه‌های اینشتین(نسبیت عام و خاص)

اینشتین دو نظریه دارد. نسبیت خاص را در سن 25 سالگی بوجود آورد و ده سال بعد توانست نسبیت عام را مطرح کند.

نسبیت خاص بطور خلاصه تنها نظریه ایست که در سرعتهای بالا (در شرایطی که سرعت در خلال حرکت تغییر نکند--سرعت ثابت) می‌توان به اعداد و محاسباتش اعتماد کرد. جهان ما جوریست که در سرعتهای بالا از قوانین عجیبی پیروی می‌کند که در زندگی ما قابل دیدن نیستند. مثلا وقتی جسمی با سرعت نزدیک سرعت نور حرکت کند زمان برای او بسیار کند می‌‌گذرد. و همچنین ابعاد این جسم کوچکتر می‌شود. جرم جسمی که با سرعت بسیار زیاد حرکت می‌کند دیگر ثابت نیست بلکه ازدیاد پیدا می‌کند. اگر جسمی با سرعت نور حرکت کند، زمان برایش متوقف می‌شود، طولش به صفر میرسد و جرمش بینهایت می‌شود.

نسبیت عام برای حرکتهایی ساخته شده که در خلال حرکت سرعت تغییر می‌کند یا باصطلاح حرکت شتابدار دارند. شتاب گرانش زمین g که همان عدد 9.81m/sاست نیز یک نوع شتاب است. پس نسبیت عام با شتابها کار دارد نه با حرکت. نظریه ایست راجع به اجرامی که شتاب گرانش دارند. کلا هرجا در جهان، جرمی در فضای خالی باشد حتما یک شتاب گرانش در اطراف خود دارد که مقدار عددی آن وابسته به جرم آن جسم می‌‌باشد. پس در اطراف هر جسمی شتابی وجود دارد. نسبیت عام با این شتابها سر و کار دارد و بیان می‌کند که هر جسمی که از سطح یک سیاره دور شود زمان برای او کندتر می‌شود. یعنی مثلا، اگر دوربینی روی ساعت من بگذارند و از عقربه‌های ساعتم فیلم زنده بگیرند و روی ساعت آدمی که دارد بالا می‌رود و از سیارهٔ زمین جدا می‌شود هم دوربینی بگذارند و هردو فیلم را کنار هم روی یک صفحهٔ تلویزیونی پخش کنند، ملاحظه خواهیم کرد که ساعت من تند تر کار می‌کند. نسبیت عام نتایج بسیار شگرف و قابل اثبات در آزمایشگاهی دارد. مثلا نوری که به پیرامون ستاره‌ای سنگین میرسد کمی بسمت آن ستاره خم می‌شود. سیاهچاله‌ها هم برپایه همین خاصیت است که کار می‌کنند. جرم انها بقدری زیاد و حجمشان بقدری کم است که نور وقتی از کنار آنها می‌‌گذرد به داخل آنها می‌‌افتد و هرگز بیرون نمی‌آید.


فرمول معروف اینشتین (دست خط خود اینشتین)


نظریه نسبیت عام همه ما برای یک‌بار هم که شده گذرمان به ساعت‌فروشی افتاده است و ساعتهای بزرگ و کوچک را دیده ایم که روی ساعت ده و ده دقیقه قرار دارند. ولی هیچگاه از خودمان نپرسیده ایم چرا؟ انیشتین در نظریه نسبیت خاص با حرکت شتابدار و یا با گرانش کاری نداشت. نخستین موضوعات را در نظریه نسبیت عام خود که در 1915 انتشار یافت مورد بحث قرار داد. نظریه نسبیت عام دید گرانشی را بکلی تغییر داد و در این نظریه جدید نیروی گرانش را مانند خاصیتی از فضا در نظر گرفت نه مانند نیرویی میان پیکرها، یعنی برخلاف آنچه که نیوتن گفته بود! در نظریه او فضا در مجاورت ماده کمی انحنا پیدا می‌کرد. در نتیجه حضور ماده اجرام، مسیر یا به اصطلاح کمترین مقاومت را در میان خمه‌ها (منحنیها) اختیار می‌کردند. با این که فکر انیشتین عجیب به نظر می‌رسید می‌توانست چیزی را جواب دهد که قانون گرانش نیوتن از پاسخ دادن آن عاجز می‌‌ماند. سیاره اورانوس در سال 1781 میلادی کشف شده بود و مدارش به دور خورشید اندکی ناجور به نظر می‌رسید و یا به عبارتی کج بود!

نیم سده مطالعه این موضوع را خدشه‌ناپذیر کرده بود. بنابر قوانین نیوتن می‌‌بایست گرانشی برآن وارد شود. یعنی باید سیاره‌ای بزرگ در آن سوی اورانوس وجود داشته باشد تا از طرف آن نیرویی بر اورانوس وارد شود. در سال 1846 میلادی اخترشناس آلمانی دوربین نجومی خودش را متوجه نقطه‌ای کرد که «لووریه» گفته بود و بی هیچ تردید سیاره تازه‌ای را در آنجا دید که از آن پس نپتون نام گرفت. نزدیک‌ترین نقطه مدار سیاره تیر (عطارد) به خورشید در هر دور حرکت سالیانه سیاره تغییر میکرد و هیچ گاه دوبار پشت سر هم این تغییر در یک نقطه ویژه اتفاق نمی‌افتاد. اخترشناسان بیشتر این بی نظمی‌ها را به حساب اختلال ناشی از کشش سیاره‌های مجاور تیر (عطارد) می‌‌دانستند! مقدار این انحراف برابر 43 ثانیه قوس بود. این حرکت در سال 1845 به وسیله لووریه کشف شد بالاخره با ارائه نظریه نسبیت عام جواب فراهم شد این فرضیه با اتکایی که بر هندسه نااقلیدسی داشت نشان داد که حضیض هر جسم دوران کننده حرکتی دارد علاوه برآنچه نیوتن گفته بود. وقتی که فرمولهای انیشتین را در مورد سیاره عطارد به کار بردند، دیدند که با تغییر مکان حضیض این سیاره سازگاری کامل دارد. سیاره‌هایی که فاصله شان از خورشید بیشتر از فاصله تیر تا آن است تغییر مکان حضیضی دارند که به طور تصاعدی کوچک می‌شوند.اثر بخش‌تر از اینها دو پدیده تازه بود که تنها نظریه انیشتین آن‌را پیشگویی کرده بود. نخست آنکه انیشتین معتقد بود که میدان گرانشی شدید موجب کند شدن ارتعاش اتمها می‌شود و گواه بر این کند شدن تغییر جای خطوط طیف است به طرف رنگ سرخ! یعنی اینکه اگر ستاره‌ای بسیار داغ باشد و به طوری که محاسبه می‌کنیم بگوییم که نور آن باید آبی درخشان باشد در عمل سرخ رنگ به نظر می‌رسد کجا برویم تا این اندازه نیروی گرانشی و دمای بالا را داشته باشیم، پاسخ مربوط به کوتوله‌های سفید است.دانشمندان به بررسی طیف (بیناب) کوتوله‌های سفید پرداختند و در حقیقت تغییر مکان پیش بینی شده را با چشم دیدند! نام این را تغییر مکان انیشتینی گذاشتند. انیشتین می‌‌گفت که میدان گرانشی پرتوهای نور را منحرف می‌کند چگونه ممکن بود این مطلب را آزمود؟. اگر ستاره‌ای در آسمان آن سوی خورشید درست در راستای سطح آن واقع باشد و در زمان خورشیدگرفتگی خورشید قابل رؤیت باشد اگر وضع آنها را با زمانی که فرض کنیم خورشیدی در کار نباشد مقایسه کنیم خم شدن نور آنها مسلم است. درست مانند موقعی که انگشت دستتان را جلوی چشمتان در فاصله 8 سانتیمتری قرار دهید و یکبار فقط با چشم چپ و بار دیگر فقط با چشم راست به آن نگاه کنید به نظر می‌‌رسد که انگشت دستتان در مقابل زمینه پشت آن تغییر جا می‌دهد ولی واقعاً انگشت شما که جابجا نشده است!

دانشمندان در موقع خورشیدگرفتگی در جزیره پرنسیپ پرتغال واقع در افریقای غربی دیدند که نور ستاره‌ها به جای آنکه به خط راست حرکت کنند در مجاورت خورشید و در اثر نیروی گرانشی آن خم می‌شوند و به صورت منحنی در می‌‌آیند. یعنی ما وضع ستاره‌ها را کمی بالاتر از محل واقعیش می‌بینیم. ماهیت تمام پیروزیهای نظریه نسبیت عام انیشتین اخترشناختی بود ولی دانشمندان حسرت می‌‌کشیدند که‌ای کاش راهی برای آزمون آن در آزمایشگاه داشتند. نظریه انیشتین به ماده به صورت بسته متراکمی از انرژی نگاه می‌‌کرد به همین خاطر می‌‌گفت که این دو به هم تبدیل پذیرند یعنی ماده به انرژی و انرژی به ماده تبدیل می‌شود. E = mc² دانشمندان به ناگاه پاسخ بسیاری از پرسش‌ها را یافتند. پدیده پرتوزایی به راحتی توسط این معادله توجیه شد. کم کم دانشمندان دریافتند که هر ذره مادی یک پادماده مساوی خود دارد و در اینجا بود که ماده و انرژی جدایی‌ناپذیر شدند. تا اینکه انیشتین طی نامه‌ای به رئیس جمهور امریکا نوشت که می‌توان ماده را به انرژی تبدیل کنیم و یک بمب اتمی درست کنیم و امریکا دستور برپایی سازمان عظیمی را داد تا به بمب هسته‌ای دست پیدا کند. برای شکافت هسته اتم اورانیوم 235 انتخاب شد. اورانیوم عنصری است که در پوسته زمین بسیار زیاد است. تقریباً 2 گرم در هر تن سنگ! یعنی از زر (طلا) چهارصد مرتبه فراوانتر است اما خیلی پراکنده. در سال 1945 مقدار کافی برای ساخت بمب جمع شده بود و این کار یعنی ساختن بمب در آزمایشگاهی در «لوس آلاموس» به سرپرستی فیزیکدان امریکایی «رابرت اوپنهایمر» صورت گرفت. آزمودن چنین وسیله‌ای در مقیاس کوچک ناممکن بود. بمب یا باید بالای اندازه بحرانی باشد یا اصلاً نباشد و در نتیجه اولین بمب برای آزمایش منفجر شد. در ساعت 5/5 صبح روز 16 ژوئیه 1945 برابر با 25 تیرماه 1324 و نیروی انفجاری برابر 20 هزار تن تی.ان.تی آزاد کرده دو بمب دیگر هم تهیه شد. یکی بمب اورانیوم بنام پسرک با سه متر و 60 سانتیمتر طول و به وزن 5/4 تن و دیگری مرد چاق که پلوتونیم هم داشت. اولی روی هیروشیما و دومی روی ناکازاکی در ژاپن انداخته شد. صبح روز 16 اوت 1945 در ساعت ده و ده دقیقه صبح شهر هیروشیما با یک انفجار هسته‌ای به خاک و خون کشیده شد. با بمباران هیروشیما جهان ناگهان به خود آمد، 160000 کشته در یک روز وجدان خفته فیزیکدان ‌ها بیدارر شد! «اوپنهایمر» مسئول پروژه بمب و دیگران از شدت عذاب وجدان لب به اعتراض گشودند و به زندان افتادند. انیشتین اعلام کرد که اگر روزی بخواهم دوباره به دنیا بیایم دوست دارم یک لوله‌کش بشوم نه یک دانشمند!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احمدرضا هاتفی  | 

دانستنيهاي حيوانات

- هر چه از استوا به سمت قطب پيش ميرويم اندازه موجودات بزرگتر ميشود مثل پنگوئن ها - روباه - وال.
- گاو نر کور رنگ است و فقط نسبت به حرکات شنلي که گاو باز در مقابل چشمانش تکان ميدهد به خشم ميايد و ديگر فرقي نميکند که شنل به چه رنگي باشد.
- وزن کل موريانه هاي جهان ده برابر وزن کل انسانها است.
- ادرار موش در زير اشعه ماورا بنفش ميدرخشد و همين امر باعث ميشود که بازها بتوانند آنها را شکار کنند.
- کانگروها قادر نيستند بسوي عقب راه بروند.
- مارها و ببرهاي استراليايي که چشمهايشان توسط پرندگان کور شده اند به راحتي ميتوانند به زندگي خود ادامه دهند
- يکي از سمي ترين حيوانات دنيا نوعي عروس دريائي است که سم آن در کمتر از دو دقيقه قرباني خود را ميکشد.
- فقط سي درصد از مارهاي دنيا سمي هستند.
- عقربها تنها موجوداتي هستند که اشعه راديو اکتيويته تاثيري به آنها ندارد و جالب تر اينکه عقربها دو دشمن دارند يکي از آنها يک نوع سار است و ديگري مگس.
- مار «آناکوندا» تنها نمونه افعي است که بچه مي زايد.
- ملکه موريانه پنجاه بار بزرگتر از جفت مذکر خود مي باشد.
- زمان بارداري فيل به ۲ سال مي رسد.
- نوعي ماهي وجود دارد که با کمک باله هايش به سطح آب مي آيد و يک و نيم دقيقه در هوا پرواز مي کند و به شکار طعمه خود مي پردازد.
- اسب ماده سي دندان و اسب نر سي و شش دندان دارد.
- حس بوياييه مورچه با حس بوياييه سگ برابري ميكند.
- از بزاق يک نوع خفاش خون آشام داروي ساخته اند که جلوي سکته مغزي را ميگيرد.
- در صورت نبودن غذا تمساح قوي همنوع ضعيفتر از خود را مي خورد.
- كوچكترين سگ جهان ، داركيده پيترزبورگ با ۶۰۰ گرم وزن مي باشد.
- پنگوئن نر در طول دو ماه محافظت از تنها تخم پگوئن ماده چيزي نمي خورد و چهل درصد وزن خود را از دست دهد.
- قلب گنجشك ۱۰۰ بار در دقيقه مي زند ، درضمن ميدانستي که گنجشکها روي زمين راه نمي روند بلكه مي پرند.
- مار ميتواند تا نيم ساعت بعد از قطع شدن سرش نيش بزند.
- بزرگترين مار جهان ، ۸ متر طول و ۱۲۵ كيلوگرم وزن دارد.
- قدرت بينايي جغد هشتاد و دو برابر انسان است.
- دلفينها و فيلها فقط ۲ ساعت در شبانه روز مي خوابند.
- حداكثر سرعت لاك پشت هاي غول پيكر چهار و نيم متر در دقيقه است كه خرگوش اين فاصله را در كمتر از نيم ثانيه مي پيمايد.
- بزرگترين جانور بي مهره ماهي مركب غول پيكر است د بلنديش ممكن است تا حدود ۱۵ متر برسد.
- شمپانزه، اورانگوتان، گوريل، ميمون، سگ، گربه، راكون، خوك، فيل و اسب ۱۰ تا از باهوشترين حيوانات هستند.
- وزن مغز گوريل ۶۰۰ گرم است و مغز فيل يك هزارم وزن بدن اوست.
- سگها دنيا را بيرنگ و مات مي بينند د آنها نزديك بين بوده و تنها سايه هاي خاكستري رنگ را تشخيص مي دهند.
- ماهي قزل آلا يكي از بهترين و معروفترين ماهيهاي پرورشي آبهاي شيرين است و نوع رنگين كمان آن نخستين بار از آمريكا به نقاط ديگر برده شده است.
- فيل از گوشهايش بعنوان تهويه هوا نيز استفاده ميکند د فيل دماي بدنش را توسط گوشهايش متعادل نگه ميدارد ، چون سطح بزرگي دارد که حيوان ميتواند از طريق آن گرماي بدنش را کاهش دهد.
- ضربان قلب مرغ مگس خوار ۱۰۰۰ مرتبه در دقيقه است.
- حيواناتي چون سگ و گربه تنها از طريق نفس زدن تند ، تند به دفع گرماي بدن خود مي پردازند و بدين علت است که سگ در هواي گرم دهان خود را باز کرده و له له مي زند ، تا بدينگونه از حرارات و گرماي بدن خود بکاهد.
- بعضي از پرندگان چنان درجه حرارت بدنشان بالاست که مجبورند براي حفظ اين گرما ، غذاي زيادي بخورند د بطوريکه اگر شما بخواهيد باندازه اين نوع پرندگان غذا بخوريد بايد در هر وعده غذا حداقل ده کيلو غذا بخوريد.

منبع:مقالات علمی فارسی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احمدرضا هاتفی  | 

درون سلول

پرونده:Biological cell.svgچ

 منبع:
DNA

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احمدرضا هاتفی  | 

ژن حیاتی گفتار شناسایی شد :

ژن حياتي گفتار کشف شد :
 دانشمندان به تازگي موفق به کشف رشته اي از «دي ان اي» در بدن شده اند که بنا بر شواهد ‏نقش بسيار مهمي در تکامل و تکوين زبان در انسان دارد.‏

به گزارش ساينس نيوز ، دانشمندان با مطالعه بر روي اعضاي يک ‏خانواده مبتلا به اختلالات گفتاري ، موفق به کشف ژني شده اند که عامل اصلي اين نابساماني ‏است.‏

در اين خانواده همه زن ها صداهايي به شدت ضعيف و غير قابل فهم دارند و برخي از ‏مردهاي آن نيز در حد زمزمه کردن تکلم مي کنند.‏

دانشمندان استراليايي دانشگاه نيو سوث ولز اين ژن را «تواسپيک» ناميده اند و مطالعه دقيق ‏ساختار آن نشان مي دهد که اين ژن ظاهرا پروتييني را رمزگذاري نمي کند و «آر ان اي» آن نيز به نمونه هاي موجود در ديگر ژن ها شباهتي ندارد. به همين دليل گمان مي رود ‏همه اختلالات گفتاري موجود در اين خانواده به دليل تغيير شکل به وجود آمده در ساختار اين ‏ژن و رابطه ميان آن با ژن هاي مجاور است.‏

فرضيه هاي موجود دال بر اين است که اين ژن در حيوانات نيز وجود دارد ، ليکن ‏به دليل وجود دستگاه آوايي در انسان ، بشر توانسته قوه ناطقه خود را تکميل و به حالت بالفعل ‏دربياورد.‏ ‎ منبع :جام جم آنلاين

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احمدرضا هاتفی  | 

کدهاي ژنتيکي در معرض عوامل محيطي :

کدهاي ژنتيکي در معرض عوامل محيطي :

يافتن نقش وابسته ميان ژنها و عوامل محيطي در تعيين ويژگي ها و خصوصيات افراد از ويژگي هاي شخصيتي تا استعدادهاي خاص در يک فرد از جمله معماهايي است که ذهن محققان را به خود مشغول کرده است.
بيش از يک قرن پيش ، مطالعه نقش ژن در مقدار هوش افراد شروع شد و براساس فرضيه محققان ، پدر و مادر هوش را به فرزندان خود انتقال مي دهند و به اين ترتيب اين ژن که در افزايش هوش آدمي نقش بسزايي دارد به آيندگان انتقال داده مي شود. براي آزمايش اين فرضيه ، دوقلوها که در اين گروه از مطالعات مي توانند به عنوان نمونه مناسب مطرح باشند مورد بررسي قرار گرفته اند. دوقلوهاي همسان علاوه بر شباهت ظاهري از نظر ژنتيکي نيز به طور کامل يکسان هستند. مثلا دانشمندان با آزمايش و بررسي تفاوت ها ميان دوقلوهاي همسان و غيرهمسان که در يک محيط زندگي مي کنند، مي توانند آثار محيطي روي کدهاي ژنتيکي را بررسي کنند. پس از ظهور ژنتيک ملکولي و همچنين ارائه نقشه ژنوم انساني ، سال 2000 دانشمندان توانسته اند طرح تجسمي اوليه از هر سلول انساني را به تصوير بکشند و همچنين تلاش مي کنند به عوامل ژنتيکي ويژه اي که در بروز رفتارهاي خاص مانند گرايش به اعتياد، توانايي هاي ورزشي ، افسردگي و تمايل به خشونت نقش دارند، دست پيدا کنند که برخي از آنها عبارتند از: تاثير ژن CYPZAG بر تعداد نخ سيگارهايي که فرد مي تواند در طول روز استعمال کند. براين اساس در افراد با وجود نسخه اي از اين ژن که در متابوليسم نيکوتين نقش دارد تمايل به استعمال دخانيات افزايش مي يابد.
O احتمال ابتلا به بيماري آلزايمر در 80درصد موارد ارثي است.
O در قهرمانان دوي سرعت در مقايسه با دوندگان دوي استقامت احتمال تاثير نوعي ژن که تصور مي شود در انقباض موثر عضلات مخطط در سرعت هاي بالا نقش داشته باشد به مراتب بيشتر خواهد بود. محققان دانشگاه کاليفرنيا در مطالعاتي ديگر نشان داده اند که عوامل محيطي مانند قرار گرفتن در معرض آفت کش ها و مواد شيميايي و صنعتي در توسعه پيشرفت بيماري پارکينسون در مردان بسيار تاثيرگذار بوده ، در حالي که در زنان اين بيماري زمينه ژنتيکي داشته است.
به طور کلي مي توان گفت تجلي ژن به طور کامل تحت تاثير عوامل محيطي است. نتيجه تاثير عوامل ژنتيکي نشانه پس زايشي ناميده مي شود که اين نشانه شدت تجلي ژن را تعيين مي کند. در دوقلوهاي همسان که داراي عوامل ژنتيکي يکسان هستند به مرور زمان عوامل محيطي مانند قرار گرفتن در معرض مواد شيميايي ، رژيم غذايي و بقيه تفاوت ها در شيوه زندگي افراد مي تواند سبب بروز تغييراتي در اين نشانه ها شود. به همين دليل در دوقلوهاي همسان با افزايش سن ، شباهت ها کاهش مي يابد. 
                     منبع :جام جم آنلاین

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احمدرضا هاتفی  | 

منبع:
DNA
+ نوشته شده در  ساعت   توسط احمدرضا هاتفی  | 

کشف ژن جوان ماندن قلب

کشف ژن جوان ماندن قلب :
 
 
دانشمندان ژاپني اعلام کردند: به شواهدي دست يافته اند که بر اساس آن مي توان پيري قلب را به تاخير انداخت.

به گزارش واحد مرکزي خبر،  محققان اعلام کردند: با کنترل فعاليت ژن موسوم به P13K در موش آزمايشگاهي موفق شدند از بروز نارسايي قلب جلوگيري کنند.

اين ژن طول عمر سلول هاي قلبي را کنترل مي کند و نقشي مهم در پيري بافت ها ايفا مي کند.

در مطالعات قبلي محققان دريافته بودند با نابود کردن اين ژن مي توان طول عمر کرم هاي گرد را کاهش داد.

محققان ژاپني نيز در اين مطالعه دريافتند موش هايي که در آنها اين ژن دست نخورده باقي مانده بود نسبت به موش هاي ديگر ، طول عمر قلب کمتري داشتند .

اين بررسي نشان داد که پيري قلب را مي توان با تعديل عملکرد هورمون انسولين نيز به تاخير انداخت.

به گفته سازمان بهداشت جهاني ، پيري يکي از عوامل بروز نارسايي قلب است که طي آن ،‌قلب قادر نيست ميزان خون کافي براي بدن پمپ کند.

بر اساس اعلام انجمن قلب امريکا ، 5 ميليون و 700 هزار امريکايي به نارسايي قلب مبتلا هستند و نزديک به 10 نفر از هر يک هزار امريکايي بالاتر از 65 سال همه ساله به نارسايي قلب مبتلا مي شوند.

به گفته اين محققان ،‌ مطالعه دانشمندان ژاپني نشان مي دهد ژن P13K نقشي مهم در پيري قلب ايفا مي کند و در نهايت مي توان با استفاده از اين بررسي ، به روش هاي نويني براي کنترل نارسايي قلب دست يافت.

موش نيز مانند به علت شباهت هاي مناسب با انسان ، نمونه آزمايشگاهي مناسبي براي بررسي ها به شمار مي آيد.

منبع : جام جم آنلاین

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احمدرضا هاتفی  | 

ژن تنبل عامل ماجراجویی در انسان است...

 

محققان دانشگاه براون بر اساس مطالعات خود اعلام کردند حضور ژني کم کار در غشاي پيشاني مغز عامل افزايش ريسک پذيري و ماجراجويي در انسان است

به گزارش مهر ، محققان اعلام کردند ميزان ريسک پذيري افراد در انتخاب و پاسخگويي به موارد مختلف در زندگي روزمره به ميزان «دوپامين» شيميايي بستگي دارد که در منطقه مربوط به پاسخگويي در مغز وجود دارد.

ژني به نام COMT کد ژنتيکي آنزيمي است که توانايي تجزيه «دوپامين» را در غشاي پيشاني مغز دارد. افرادي که از نسخه هاي کم کار COMT برخوردارند از دوپامين بيشتري در منطقه پيشاني مغز بهره برده و اين امر توانايي فرد را در ذخيره سازي چندين نظريه در مغز را در مدتي کوتاه افزايش مي دهد.

به منظور مشاهده تاثير اين ژن در تصميم گيري افراد، محققان دانشگاه براون آزمايشي را براي گروهي از داوطلبان تشکيل دادند. در اين آزمايش فرد بايد براي متوقف کردن يک تايمر از شيوه هاي تصميم گيري متفاوتي استفاده مي کرد. نتايج نشان داد افرادي که در تغيير دادن و بهبود دادن شيوه هاي تصميم گيري خود ريسک پذيري بالاتري دارند از نسخه کم کار ژن COMT در مغز خود برخوردار هستند.

بر اساس گزارش نيوساينتيست ، براساس اين مشاهدات محققان نتيجه گيري کردند سطوح بالاي دوپامين در بخش غشاي پيشاني مغز و حضور ژنهاي کم کار COMT مي تواند عامل ماجراجو بودن افراد به شمار رود.

 

منبع:
DNA

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احمدرضا هاتفی  | 

نقطه کوانتومی چیست؟

نقطه کوانتومی چیست؟

موادی از قبیل سولفید سرب، سولفید روی، فسفات ایندیوم و غیره بسته به اندازه، طول موج یا رنگ معینی از نور را پس از تحریک الکترون ها با استفاده از یک منبع خارجی از خود ساطع می کنند. انتشار نور توسط نقاط کوانتومی در تشخیص های پزشکی کاربرد فراوانی دارد. این نقاط به صورت برچسب فلوئورسانتی عمل می کنند با این تفاوت که در برابر درخشان شدن خاصیت و توانایی خود را از دست نمی‌دهند و در برابر تعداد سیکل های تحریک و انتشار نور مقاومت بیشتری از خود نشان می دهند
کاربردهای نقاط کوانتومی

 

نقاط کوانتومی می توانند به گونه ای تنظیم شوند که در رنگ های مختلف با یک طول موج نور معین بدرخشند. به عبارتی می توانیم نقاط کوانتومی را بسته به فرکانس مورد نیاز نور انتخاب کنیم و باعث شویم تا یک گروه از نقاط کوانتومی مشابه گروه دیگری با یک یک طول موج بدرخشند. این امر به برچسبهای چندگانه امکان می دهد تا با استفاده از یک منبع نور وارد ردیابی شوند.
در دانشگاه فنی جورجیا و مرکز تحقیقات کمبریج ار نقاط کوانتومی در تصویر برداری سلول های تومور در موش استفاده شده است. این نقاط کوانتومی از هسته های کادمیومی به قطر 5 نانومتر که با سولفید سلینید پوشیده شده بودند درست شده بودند و توسط پوششی از پلیمر محافظت می شدند تا از حمله آنتی بادی های بدن موش به آنها و نیز نشت یونهای کادمیوم و سلینیوم سمی در بدن جلوگیری شود
.

به پوسته خارجی این نقاط کوانتومی آنتی بادیهایی متصل شد تا به صورت هدفمند به سلول تومور پرستات متصل شوند.

 نقاط کوانتومی با کمک جریان خون و از طریق تزریق وارد بدن شده و در محل تومور جمع شدند تا علاوه بر ایجاد قابلیت آشکار سازی در تصویربرداری به درمان و نابودی این سلولهای تومور نیز کمک نمایند.
امروزه از نقاط کوانتومی در تشخیص مرز واقعی بین سلولهای سالم و سلولهای تومور در مغز کمک گرفته می شود. تیمی از محققان از بنیاد کلینیک کلیولند اعلام داشته اند که نقاط کوانتومی در هنگام تزریق به حیوانات مبتلا به تومور مغزی در محل تومور تجمع می کنند این نقاط کوانتومی قابل رویت هستند و حتی زمانی که تحت تابش قرار نمی گیرند نیز مرئی می باشند.

 نتایج کار این تیم تحقیقاتی در مجله نئوسرجری درج شده است. بر این اساس زمانی که حجم زیادی از نقاط کوانتومی به موشهای مبتلا به تومور مغزی تزریق شد، نانوکریستال های فلوئوروسانت در سلول های ایمنی موش ها (ماکروفاژها ) تجمع می کنند. این سلولها می توانند از سد بین مغز و خون بگذرند و در اطراف سلولهای مغزی جای گیرند.

زمانی که نور آبی یا نور ماورای بنفش به آنها تابانده می شود از خود نور فلوئورسانس قرمز ساطع می کنند. محقق این نور را با استفاده از دوربین های دیجیتالی ویژه ، وسایل اسپکتروسکوپی اپتیکی یا میکروسکوپ فلوئورسانس میدان تاریک دریافت می کنند و بدین ترتیب مکان دقیق تومور و حدفاصل آن با بافت سالم را تعیین می‌کنند.

منبع:

بانک مقالات فیزیک

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احمدرضا هاتفی  | 

اورانیوم

اورانیوم یکی از عنصرهای شمیایی است که عدد اتمی آن ۹۲ و نشانه آن U است و در جدول تناوبی جزو آکتنیدها قرار می‌گیرد. ایزوتوپ ‎۲۳۵U آن در نیروگاه‌های هسته‌ای به عنوان سوخت و در سلاح‌های هسته‌ای به عنوان ماده منفجره استفاده می‌شود.
اورانیوم به طور طبیعی فلزی است سخت، سنگین، نقره‌ای رنگ و پرتوزا. این فلز کمی نرم تر از فولاد بوده و تقریبآ قابل انعطاف است. اورانیوم یکی از چگالترین فلزات پرتوزا است که در طبیعت یافت می‌‌شود. چگالی آن ۶۵٪ بیشتر از سرب و کمی کمتر از طلا است.
سال‌ها از اورانیوم به عنوان رنگ دهنده لعاب سفال یا برای تهیه رنگ‌های اولیه در عکاسی استفاده می‌شد و خاصیت پرتوزایی (رادیواکتیو) آن تا سال ۱۸۶۶ ناشناخته ماند و قابلیت آن برای استفاده به عنوان منبع انرژی تا اواسط قرن بیستم مخفی بود.
● فراوانی
این عنصر از نظر فراوانی در میان عناصر طبیعی پوسته زمین در رده ۴۸ قراردارد.
اورانیوم در طبیعت بصورت اکسید و یا نمک‌های مخلوط در مواد معدنی (مانند اورانیت یا کارونیت) یافت می‌‌شود. این نوع مواد اغلب از فوران آتشفشان‌ها بوجود می‌‌آیند و نسبت وجود آنها در زمین معادل دو در میلیون نسبت به سایر سنگها و مواد کانی است. اورانیوم طبیعی شامل ‎۹۹/۳% از ایزوتوپ ‎۲۳۸U و ‎۰/۷% ‎۲۳۵U است.
این فلز در بسیاری از قسمت‌های دنیا در صخره‌ها، خاک و حتی اعماق دریا و اقیانوس‌ها وجود دارد. میزان وجود و پراکندگی آن از طلا، نقره یا جیوه بسیار بیشتر است.
● تاریخچه
اورانیوم در سال ۱۷۸۹ توسط مارتین کلاپروت (Martin Klaproth) شیمی دان آلمانی از نوعی اورانیت بنام پیچبلند (Pitchblende) کشف شد. این نام اشاره به سیاره اورانوس دارد که هشت سال قبل از آن، ستاره شناسان آن را کشف کرده بودند.
اورانیوم یکی از اصلی‌ترین منابع گرمایشی در مرکز زمین است و بیش از ۴۰ سال است که بشر برای تولید انرژی از آن استفاده می‌‌کند.
دانشمندان معتقد هستند که اورانیوم بیش از ۶/۶ بیلیون سال پیش در اثر انفجار یک ستاره بزرگ بوجود آمده و در منظومه شمسی پراکنده شده است.
● ویژگی‌های اورانیوم
اورانیوم سنگین‌ترین (به بیان دقیقتر چگالترین) عنصری است که در طبیعت یافت می‌شود (هیدروژن سبکترین عنصر طبیعت است.)
اورانیوم خالص حدود ‎۱۸/۷ بار از آب چگالتر است و همانند بسیاری از دیگر مواد پرتوزا در طبیعت بصورت ایزوتوپ یافت می‌‌شود.
اورانیوم شانزده ایزوتوپ دارد. حدود ‎۹۹/۳ درصد از اورانیومی که در طبیعت یافت می‌شود ایزوتوپ ۲۳۸ (U-۲۳۸) است و حدود ‎۰/۷ درصد ایزوتوپ ۲۳۵ (U-۲۳۵). دیگر ایزوتوپ‌های اورانیم بسیار نادر هستند.
در این میان ایزوتوپ ۲۳۵ برای بدست آوردن انرژی از نوع ۲۳۸ آن بسیار مهم‌تر است چرا که U-۲۳۵ (با فراوانی تنها ‎۰/۷ درصد) آمادگی آن را دارد که در شرایط خاص شکافته شود و مقادیر زیادی انرژی آزاد کند. به این ایزوتوپ Fissil Uranium، به معنای «اورانیوم شکافتنی» هم گفته می‌‌شود و برای شکافت هسته‌ای استفاده می‌شود.
اورانیوم نیز همانند دیگر مواد پرتوزا دچار تباهی می‌‌شود. مواد رادیو اکتیو دارای این خاصیت هستند که از خود بطور دایم ذرات آلفا و بتا و یا اشعه گاما منتشر می‌‌کنند.
U-۲۳۸ باسرعت بسیار کمی تباه می‌‌شود و نیمه عمر آن در حدود ‎۴،۵۰۰ میلون سال (تقریبآ معادل عمر زمین) است.
این موضوع به این معنی است که با تباه شدن اورانیوم با همین سرعت کم انرژی معادل ‎۰/۱ وات برای هر یک تن اورانیوم تولید می‌‌شود و این برای گرم نگاه داشتن هسته زمین کافی است.
● شکاف هسته‌ای اورانیوم
U-۲۳۵ قابلیت شکاف هسته‌ای دارد. این نوع از اتم اورانیوم دارای ۹۲ پروتون و ۱۴۳ نوترون است (بنابراین جمعآ ۲۳۵ ذره در هسته خود دارد و به همین دلیل U-۲۳۵ نامیده می‌‌شود)، کافی است یک نوترون دریافت کند تا بتواند به دو اتم دیگر تبدیل شود.
این عمل با بمباران نوترونی هسته انجام می‌‌گیرد، در این حالت یک اتم U-۲۳۵ به دو اتم دیگر تقسیم می‌‌شود و دو، سه و یا بیشتر نوترون آزاد می‌‌شود. نوترون‌های آزاد شده خود با اتم‌های دیگر U-۲۳۵ ترکیب می‌‌شوند و آنها را تقسیم کرده و به همین منوال یک واکنش زنجیره‌ای از تقسیم اتم‌های U-۲۳۵ تشکیل می‌‌شود.
اتم U-۲۳۵ با دریافت یک نوترون به اورانیوم ۲۳۶ تبدیل می‌‌شود که ثبات و پایداری نداشته و تمایل دارد به دو اتم با ثبات تقسیم شود. انجام عمل تقسیم باعث آزاد شدن انرژی می‌‌شود بگونه‌ای که جمع انرژی حاصل از تقسیم زنجیره اتمهای U-۲۳۵ بسیار قابل توجه می‌شود.
● نمونه‌ای از این واکنش‌ها به اینصورت است:
U-۲۳۵ + n –> Ba-۱۴۱ + Kr-۹۲ + ۳n + ‎۱۷۰ Million electron Volts‎
U-۲۳۵ + n –> Te-۱۳۹ + Zr-۹۴ + ۳n + ۱۹۷ Million electron Volts
که در آن: electron Volt = ۱.۶۰۲ x ۱۰-۱۹ joules
(یک ژول انرژی معادل توان یک وات برای مصرف در یک ثانیه است)
مجموع این عملیات ممکن است در محلی بنام رآکتور هسته‌ای انجام گیرد. رآکتور هسته‌ای می‌‌تواند از انرژی آزاد شده برای گرم کردن آب استفاده کند تا در نهایت از آن برای راه اندازی توربین‌های بخار و تولید برق استفاده شود.

منبع:

دانشجویان

منبع:articles.ir

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احمدرضا هاتفی  | 

سونامی

سونامی، آبلرزه یا غریاله [۱] یکی از پدیده‌های جغرافیایی است. غریاله به لرزش شدید آب دریا گفته می‌شود که در پی زمین‌لرزه‌های زیر دریا پدید می‌آید. آبی که به لرزه در آمده به شکل موج‌های عظیم به کرانه‌ها رسیده و ویرانی به بار می‌آورد. غریاله واژهٔ فارسی بومی برای این پدیده در استان بوشهر است و پدیدهٔ غریاله در کرانه‌های خلیج فارس نیز دارای پیشینه است. غریاله‌ها معمولاً پس از یک زمین‌لرزه بزرگ (با حرکت رو به بالا)، فعالیت آتشفشانی زمین‌لغزه و یا برخورد شهابسنگ‌ها پدید می‌آیند. بسیاری از غریاله‌ها در کرانه‌های ژاپن رخ می‌دهند و از اینرو واژه ژاپنی مربوط به این پدیده یعنی (津波 تسونامی) به زبان انگلیسی و از آن راه به بسیاری زبان‌های دیگر نیز راه یافته است.

چگونگی پخش امواج آبلرزه.
چگونگی پخش امواج آبلرزه.

پس از غریاله‌ها معمولاً گسل‌های بزرگی در بستر دریاها پدید می‌آیند. سرعت موج‌های آبلرزه‌ای گاه به بیش از ۸۰۰ کیلومتر در ساعت می‌رسد. غریالهٔ سال ۱۷۸۸ لیسبون (پرتغال) با موج‌هایی به بلندی حدود ۱۸ متر به شهر هجوم برد و ساکنان آن شهر را در کام خویش به هلاکت رساند. یکی از بزرگ‌ترین غریاله‌ها که در سال ۲۰۰۴ میلادی در نزدیکی سوماترای اندونزی روی داد باعث ویرانی عظیم و کشته شدن پیرامون ۱۰۰ هزار تن در جنوب آسیا شد.

تصویر:آبلرزه(سونامی) اندونزی در سال ۲۰۰۴.gif
آبلرزه(سونامی) اندونزی در سال ۲۰۰۴.

در کتاب‌های‌ تاریخ‌ آمده‌ که‌ بندر بزرگ‌ و پهناور سیراف‌ در جنوب ایران تا سده چهارم‌ هجری‌ و عصر دیلمیان‌ بندری‌ آباد و پر رونق‌ بوده‌ و ناگهان‌ بر اثر زلزله‌ای‌ قسمت‌ بزرگی‌ از شهر به‌ زیر آب‌ رفته‌ که‌ آثار آن‌ هنوز هم‌ مورد توجه‌ باستان‌ شناسان‌ ایرانی‌ وخارجی‌ است‌. آیا غریاله‌ سیراف‌ را ویران‌ کرد و به‌ زیر آب‌ برد پاسخ‌ این‌ سؤال‌ را باید در علم‌ زمین‌شناسی‌ تاریخی‌ یافت‌.

از ویکیپدیا

منبع:

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احمدرضا هاتفی  | 

سلولهای بنیادی و پرورش ابر انسانها

مقدمه ................................................................................................

درون جنین میلیونها سلول بنیادی وجود دارد که بزرگی همه آنها کمتر از یک نقطه است. این سلولها از پتانسیل بالایی برخوردار هستند و می‌توانند طی فرایند تمایز یابی به سلولهای بافتهای مختلف در بدن تبدیل شوند. پتانسیل تقریبا نامحدود این سلولها آنها را در کانون تحقیقات پزشکی قرار داده است. تصور کنید که این سلولها بتوانند حافظه بیمار مبتلا به آ آلزایمر را به وی برگردانند.

پوستی را که در اثر سانحه آسیب دیده جایگزین کنند یا بیمار معلولی را قادر به راه رفتن دوباره کنند! و .... اما پیش از آنکه دانشمندان نحوه استفاده از سلولهای بنیادی را برای مقاصد پزشکی فرا بگیرند باید دریابند که چگونه می‌توانند قدرت این سلولها را تحت کنترل خود درآورند. آنها باید نحوه استفاده از سلولهای بنیادی و تبدیل آنها به بافتها یا اندامهای خاصی را فرا بگیرند تا بتوانند یک بیمار یا بیماری علاج کنند.




Farid ghandi
سلول تخم لقاح یافته

سلول بنیادی چیست؟

سلول بنیادی سازنده بدن انسان است. سلولهای بنیادی درون جنین در نهایت به سلول ، بافت و اندامهای مختلف بدن جنین تبدیل می‌شوند. برخلاف یک سلول معمولی که قادر است با تکثیر شدن چندین سلول از نوع خود را بوجود آورد سلول بنیادی همه منظوره و بسیار توانمند است و وقتی تقسیم شود، می‌تواند به هر یک از انواع سلولها در بدن تبدیل شود. سلولهای بنیادی از قابلیت خود نوسازی هم برخوردارند. سلولهای بنیادی خود بر دو نوع هستند. سلولهای بنیادی جنینی و سلولهای بنیادی بالغ.

سلولهای بنیادی جنینی از جنین بدست می‌آیند. یک جنین 3 تا 5 روزه حاوی سلولهای بنیادی است که به شدت در حال تکثیر هستند تا اندامها و بافتهای مختلف جنین را بسازند. افراد بالغ نیز در قلب
،  مغز،  مغز استخوان  ،  ریه ها و اندامهای دیگر خود سلولهای بنیادی دارند. این سلولها مجموعه‌های درونی مخصوص ترمیم هستند و سلولهایی که بر اثر بیماری ، مصدومیت و کهولت سن صدمه می‌بینند دوباره تولید می‌کنند.

تاریخچه

در اوایل دهه 1980 میلادی دانشمندان نحوه قرار گرفتن سلولهای بنیادی جنینی از موش و کشت آنها را در آزمایشگاه فرا گرفتند و در سال 1998 برای اولین بار در سلولهای بنیادی جنینی انسان را در آزمایشگاه تولید کردند. اما این سوال پیش می‌آید که پژوهشگران جنین انسان را از کجا بدست می‌آورند؟ جنین را می‌توان با تولید مثل ، تلفیق  اسپرم و تتخمک یا شبیه سازی تولید کرد.




Farid Ghandi
جنین در مرحله 8 سلولی

راههای تولید جنین

تولید مثل

این راه طبیعی تولید جنین است.

تلفیق گامتها در شرایط آزمایشگاه

پژوهشگران تمایل زیادی به تولید جنین از طریق تلفیق اسپرم و تخمک ندارند. با این وجود بسیاری از آنها جنینهای بارور شده در کلینیکهای بارورسازی استفاده می‌کنند. گاهی اوقات زوجهایی که نمی‌توانند بطور طبیعی بچه‌دار شوند و می‌خواهند به شیوه مصنوعی صاحب فرزند شوند چندین جنین بارور شده تولید می‌کنند که همگی آنها مورد استفاده قرار نمی‌گیرند. و جنینهای اضافی را برای انجام تحقیقات علمی اهدا کنند.

شبیه سازی درمانی

در این شیوه یک سلول از بیماری‌ که نیازمند درمان از طریق سلول بنیادی است با تخمک اهدا شده ادغام می‌شود. پس از آن  هسته تخمک جدا شده و هسته سلول شخص بیمار جایگزین آن می‌گردد. سپس تخمک حاصل از طریق شیمیایی یا الکتریکی تحریک می‌گردد تا  تقسیم سلولی انجام دهد. جنین حاصل مواد ژنتیکی بیمار را حمل خواهد کرد که می‌تواند پس زدن سلولهای بنیادی را پس از پیوند آنها به میزان زیادی کاهش دهد.

تکثیر سلولهای بنیادی در آزمایشگاه

جنین 3 تا 5 روزه را بلاستوسیست می‌نامند. یک بلاستوسیست توده ای مشکل از 100 سلول و یا بیشتر است. سلولهای بنیادی سلولهای درونی بلاستوسیست هستند که در نهایت به هر سلول ، بافت و اندام درون بدن تبدیل می‌شوند. دانشمندان سلولهای بنیادی را از بلاستوسیست جدا کرده و آنها را درون ظرف پتری دیش در آزمایشگاه کشت می‌دهند. پس از آنکه سلولها چندین بار تکثیر شدند و میزان آنها از گنجایش ظرف کشت فراتر رفت آنها را از آن ظرف برداشته و درون چندین ظرف قرار می‌دهند. سلولهای بنیادی جنینی که چندین ماه بدون ایجاد تمایز پرورش یافته‌اند خط سلول بنیادی نامیده می‌شوند.

این خطوط سلولی را می‌توان منجمد کرده و بین آزمایشگاهها به اشتراک گذاشت. کار با سلولهای بنیادی بالغ برای دانشمندان سخت‌تر است. زیرا استخراج و کشت آنها نسبت به سلولهای بنیادی جنینی دشوارتر است. یافتن سلولهای بنیادی در بافت بالغ به تنها مشکل است بلکه دانشمندان هم برای کنترل آنها در آزمایشگاه با مشکل رو به رو هستند. اما حتی کنترل سلولهای بنیادی جنینی هم که به خوبی در آزمایشگاه پرورش می‌یابند آسان نیست دانشمندان همچنان در تلاشند تا این سلولها را به رشد در انواع خاصی از بافت وادارند.




Farid Ghandi
جنین در مرحله 38 روزه

موانع بر سر راه استفاده از سلول بنیادی

یکی از این موانع مشکل پس زدن است. اگر سلولهای بنیادی جنینی اهدا شده به یک بیمار تزریق شوند ممکن است سیستم ایمنی بدن بیمار این سلولها را مهاجمان خارجی تلقی کرده و به آنها حمله کند. اما استفاده از سلولهای بنیادی بالغ تا حدودی از این مشکل می‌کاهد. زیرا  سیستم ایمنی بدن بیمار سلولهای بنیادی خود بیمار را پس نمی‌زند.

کاربرد سلولهای بنیادی در بازسازی سلولها

از سلولهای بنیادی می‌توان برای بازسازی سلولها یا بافتهایی استفاده کرد که بر اثر بیماری یا جراحت صدمه دیده‌اند. این نوع درمان به درمان سلولی معروف است. یکی از کاربردهای بالقوه این شیوه درمان ، تزریق سلولهای بنیادی جنینی در قلب برای بازسازی سلولهایی است که بر اثر حمله قلبی صدمه دیده‌اند. در یکی از تحقیقات ، پژوهشگران زمینه  سکته قلبی چندین موش را فراهم کرده و پس از آن سلولهای بنیادی جنینی را درون قلب آسیب دیده موشها تزریق نمودند. در نهایت سلولهای بنیادی  بافت ماهیچه آسیب دیده را بازسازی کردند و کارکرد قلب موشها را بهبود بخشیدند.

از سلولهای بنیادی می‌توان برای بازسازی سلولهای مغزی بیماران مبتلا به
پارکینسون استفاده کرد. این بیماران فاقد سلولهایی هستند که ناقل عصبی موسوم به دوپامین را تولید می‌کنند. بدون وجود این پیک شیمیایی حرکت بیماران مبتلا به پارکینسون نامنظم و منقطع است. و این افراد از ارزشهای غیر قابل کنترل رنج می‌برند. در تحقیقات انجام شده روی موشها پژوهشگران سلولهای بنیادی جنینی را در مغز موشهای مبتلا به بیماری پارکینسون تزریق کردند و شاهد آن بودند که سلولهای بنیادی ، موشها را بهبود بخشیدند. دانشمندان امیدوارند که روزی بتوانند این موفقیت خود را در انسانهای مبتلا به پارکینسون هم تکرار کنند.




Farid Ghandi
جنین دو ماهه

کاربرد سلولهای بنیادی در تولید اندام کامل

شاید دانشمندان بتوانند حتی یک اندام کامل را در آزمایشگاه پرورش داده و آن را جایگزین اندامی کنند که بر اثر بیماری آسیب دیده است. برای این کار باید نوعی چارچوب از جنس پلیمر زیست تجزیه پذیر را به شکل اندام مورد نظر بسازند و سپس آن را با سلولهای بنیادی جنینی یا بالغ بارور سازند. پس از آن عوامل رشد مخصوص آن اندام افزوده می‌شوند تا پرورش اندام را تحت کنترل و هدایت درآورند.

پس از آنکه چارچوب با بافت خاص آن اندام پوشیده شد آن را به بیمار پیوند می‌زنند. با بوجود آمدن بافت از سلولهای بنیادی چارچوب تجزیه شده و در نهایت یک گوش
، کبد یا هر اندام دیگر باقی خواهد ماند. از جمله بیماریهایی که احتمالا روزی یا درمان سلولی معالجه خواهند شد می‌توان به پارکینسون ، دیابت ، بیماری قلبی ، صدمه به نخاع ، سوختگی ، آلزایمر و ضعف بینایی اشاره کرد.

اختلاف نظر در مورد تحقیقات سلول بنیادی

تحقیقات سلول بنیادی یکی از بزرگترین موضوعاتی است که اجتماعات علمی و مذهبی را رو در رو قرار داده است و هسته این اختلاف یک سوال است حیات چه موقع آغاز می‌شود؟ برای بدست آوردن سلولهای بنیادی دانشمندان یا باید از جنینی استفاده کنند که بارور شده است و یا به روش شبیه سازی ، جنینی را از سلول بدن بیمار و تخمک اهدایی بسازند. در هر دو صورت برای جدا کردن سلولهای بنیادی یک جنین باید جنین از بین برود. و اگرچه این جنین تنها 4 یا 5 سلول را دربرمی‌گیرد. بعضی از رهبران مذهبی بر این باورند که این کار همانند گرفتن جان یک انسان است.

شبیه سازی انسان

مساله دیگر مورد اختلاف شبیه سازی انسان است. اگر دانشمندان بتوانند جنینی را در آزمایشگاه خلق کنند آیا نمی‌توانند آن جنین را درون رحم یک مادر دیگر پیوند زده و زمینه رشد یک نوزاد را فراهم کنند؟! ایده شبیه سازی انسان افکار هولناک و مخوف پرورش ابر انسانها با ضریب هوشی بسیار بالا و قابلیتهای فیزیکی مانند قهرمانان خیالی سوپر من و بت من و یا خلق کودکانی که صرفا برای استفاده از اندام پرورش می‌یابند را تداعی می‌کند.

هنگامی که گروهی از محققان اسکاتلندی در سال 1997 اعلان کردند که توانسته‌اند با موفقیت گوسفندی را به نام دالی شبیه سازی کنند وحشت ناشی از شبیه سازی شدت گرفت. حتی با افزایش آگاهی و شناخت دانشمندان از سلولهای بنیادی و توانایی کنترل آنها بحثهای اخلاقی و سیاسی در این مورد داغ‌تر و وخیم‌تر می‌شود. بسیاری از دولتها محدودیتهای شدیدی را بر تحقیقات سلول بنیادی اعمال کرده‌اند و تامین بودجه این تحقیقات را با مشکلات زیادی مواجه نموده‌اند.



Farid Ghandi

آینده بحث

مخالفت جامعه جهانی با پدیده شبیه سازی مولد انسان گسترده و عام‌الشمول است. اما به نظر می‌رسد بسیاری از کشورها با انجام تحقیقات پزشکی برای مقابله با بیماری‌هایی چون پارکینسون ،آلزایمر ،‌ بیماری های قلبیو سرطان ازطریق تولید جنینهای آزمایشگاهی و همچنین تحقیق و بررسی روی آنها به منظور ایجاد توسعه و پیشرفت در علوم پزشکیو مهندسی ژنتیک بدون آن که هدف این تحقیقات تولد صرف انسان شبیه سازی شده باشد، مخالفت چندانی نداشته باشند. با وجود این ، برخی کشورها از جمله واتیکان مخالفت صریح و موکد خود را در این مورد ابراز داشته و با عمل شبیه سازی انسان با هر هدف و مقصودی که باشد، مخالفند.

از جمله استدلالهای این گروه برای مخالفت با شبیه سازی این است که ما با این کار به تولید انسان‌هایی اقدام می‌کنیم که در نهایت آنها را از میان می‌بریم و از اینرو ، در جهتی حرکت خواهیم کرد که منجر به نقض قواعد اساسی حقوق بشر و کرامت انسانی خواهد شد. آیا اصولا ما حق داریم که با انسان زنده آزمایشهای علمی بکنیم . بعضیها می‌گویند که اینکار به بشریت خدمت خواهد کرد ممکن است این گفته درست باشد ولی آیا شما حاضرید خود حاصل چنین تولدی باشید و محکوم به تولد برای آزمایش و ابزار آزمایش دانشمندان باشید؟

منبع:بانک مقالات زیست شناسی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احمدرضا هاتفی  | 

ناسا زمين را جابجا مي‌كند!

گروهي از دانشمندان سازمان فضايي آمريكا با ارائه برنامه اي شگفت انگيز اعلام كردند به منظور نجات زمين از گرماي جهاني و افزايش طول عمر آن مي توان اين سياره را به مداري دورتر انتقال داد.

به گزارش خبرگزاري مهر، دانشمندان به منظور جلوگيري از افزايش حرارت زمين شيوه اي غير طبيعي را كشف كرده اند: حركت دادن زمين به نقطه اي خنك تر از منظومه خورشيدي. تنها ابزاري كه براي انجام اين انتقال نياز خواهد بود چند ستاره دنباله دار در نزديكي زمين است و پس از آن سياره زمين در منطقه اي ايمن و خنكتر از منظومه خورشيدي قرار خواهد گرفت.

ايده حركت دادن زمين به منظور بهبود دادن موقعيت بين سياره اي زاييده افكار گروهي از دانشمندان ناسا و اخترشناسان آمريكايي است كه معتقدند با انجام چنين كاري مي توان 6 بيليون سال ديگر به عمر مفيد زمين افزود.

گرگ لاگلاين از مركز تحقيقاتي امز در اين باره معتقد است تغيير مدار زمين نيازمند فناوريهاي دور از ذهني نيست، براي انجام چنين كاري مي توان از شيوه اي كه اكنون براي منحرف كردن شهاب سنگها و ستاره هاي دنباله دار استفاده مي شوند كمك گرفت.

برنامه اي كه توسط اين محققان ارائه شده است هدايت كردن يك شهابسنگ يا ستاره دنباله دار است به شكلي كه از نزديك ترين فاصله ممكن از زمين عبور كند در اين صورت بخشي از نيروي گرانشي آن به زمين منتقل شده و در نتيجه سرعت مداري زمين افزايش پيدا خواهد كرد. به اين شكل سياره زمين به مداري بالاتر از موقعيت كنوني خود و در فاصله اي بيشتر از خورشيد قرار خواهد گرفت.

به گفته دانشمندان ناسا چنين راه حلي در كوتاه مدت مي تواند براي جلوگيري از بحران گرماي جهاني بسيار موثر باشد. براي هدايت اجرام كيهاني بايد از راكتي شيميايي استفاده كرده و در زمان مناسب به شهاب سنگ يا ستاره دنباله داري ضربه زد.

http://www.1pezeshk.com/archives/earthday.jpg

بر اساس گزارش گاردين، با اين حال براي انجام چنين برنامه اي محاسبات بسيار دقيقي لازم است زيرا يك اشتباه بسيار كوچك مي تواند منجر به برخورد جرم كيهاني هدايت شده با زمين شود كه بر اساس تخمينها، برخورد جرمي با قطر 100 كيلومتر با زمين با سرعتي در مقياس سرعتهاي كيهاني مي تواند زمين را از حيات تهي كند.

منبع درمتن ذكر شده

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احمدرضا هاتفی  | 

داروهایی از فاضلاب و خاک

دو دارو از مهمترین داروهای امروزی در فاضلاب و خاک کشف شدند!!!!

آنتی بیوتیک هایی که به سفالوسپورین ها موسوم اند و نمایانگر شکل جدیدی از پنی سیلین هستند و سیکلوسپورین، که آنتی بیوتیکی است برای تسهیل پیوند اعضای انسان . درهر دو مورد آنتی بیوتیک ها از انواعی قارچ تولید شده اند .

در نظر اکثر افراد کلمه ی «قارچ» تصاویر مشمئز کننده ای همچون عفونت قارچی پا یا کپک روی نان و پرده های حمام را تداعی می کند. در نظر کشاورز، قارچها چیزی بیش از جاندارانی مشمئز کننده اند، چون گاه باعث فساد فاجعه آمیز محصولات می شوند. اما قارچ جنبه های خوبی هم دارد: تولید سرکه، پنیر، ورآمدن نان و تمام عملیات صنعتی که در آنها از تخمیر استفاده می شود ، مبتنی بر به کارگیری مخمرها هستند، که در گروه قارچ ها قرار دارند.

یکی از مهمترین اعمال قارچ ها تولید ترکیبات آنتی بیوتیک است که برای جانداران رقیب، به ویژه باکتری ها، سمّی اند.


سفالوسپورین ها

در اوایل دهه 1950 پزشکانی که از پنی سیلین استفاده می کردند با مشکلی جدی روبه رو شدند: تعدادی از باکتری ها، به خصوص استافیلوکوک ها، به پنی سیلین مقاومت نشان می دادند. کلید حل این مشکل سال ها قبل کشف شده بود، اما تا مدت ها بعد شناخته نشد.

در سال 1948 ، جیوسپه بروتزو، استاد باکتری شناسی در ساردینیا، جزیره بزرگ ایتالیا در دریای مدیترانه، ماده آنتی بیوتیکی را در آب دریای مجاور محل تخلیه فاضلاب شهر کشف کرد. پروفسور بروتزو قصد داشت نقش احتمالی این آنتی بیوتیک را در پاکسازی خود به خودی فاضلاب بررسی کند. وقتی متوجه شد که مایع کشت تغلیظ شده از قارچ، آنتی بیوتیک مؤثری است، از آزمون های جانوری چشم پوشید و چه با تجویز موضعی و چه از راه تزریق، آن را در انسان های بیمار که دچار عفونت شده بودند به کار برد. او نتیجه گرفت که بیمارانش، به ویژه آنانی که مبتلا به تب حصبه بودند، علایم بهبودی از خود نشان دادند.

در سال 1948 ، پس از آنکه نتوانست توجه هیچ یک از شرکت های دارویی ایتالیا را به یافته های خود جلب کند، آنها را در مجله ای که ( به ایتالیایی) پژوهش های انستیتو بهداشت کالیاری نام داشت منتشر کرد، و نوشت که امیدوار است دیگران کار او را دنبال کنند، چون در ساردینیا امکانات و ابزارش محدود بود. او همچنین یافته هایش را به یکی از مأموران انگلیسی بهداشت عمومی ساردینیا گزارش کرد، که این مامور نیز آنها را برای سرادوارد آبراهام از دانشکده آسیب شناسی دانشگاه آکسفورد انگلستان نقل کرد. سال ها بعد آبراهام نوشت: «اگر این سلسله وقایع نبود، بعید می نماید از پژوهشهای بروتزو خبردار می شدیم. در ابتدا گمان می کردیم که مقاله ی او یک شماره از یکی از مجله های محلی را به خرد اختصاص داده است. اما وقتی بعدها از او پرسیدم این مجله هر چند وقت یک بار منتشر می شد، با لبخندی پاسخ داد که نه پیش از آن منتشر شده بود، و نه پس از آن به چاپ رسید، اما اگر باز هم مطلبی به همان اندازه جالب بیابد، شماره های دیگری از آن منتشر خواهد کرد».

آبراهام بررسی متمرکزی را درباره مواد آنتی بیوتیک تولید شده در سفالوسپوریوم در آکسفورد آغاز کرد. دانشمندان آکسفورد دریافتند که این قارچ چندین نوع آنتی بیوتیک مختلف تولید می کند. نخستین ترکیبی که جدا شد عمدتاً در مقابله با باکتری های گرم مثبت مؤثر بود، بنابر این سفالوسپورین P نامیده شد. اما بروتزو متوجه شده بود که نمونه هایی که او از قارچ تهیه کرده، هم با باکتری های گرم مثبت مقابله می کردند وهم باکتری های گرم منفی، بنابراین پژوهشگران آکسفورد تلاش کردند آنتی بیوتیک های دیگری را از محیط کشت استخراج کنند. در سال 1954 آبراهام و همکارانش نمونه تقریباً خالصی را از آنتی بیوتیکی دیگر به دست آورده بودند که سفالوسپورینN نامیدند، چون باکتری های گرم منفی را از بین می برد. بررسی شیمیایی دقیق تر نشان داد که این ماده آن قدر به پنی سیلین شباهت دارد که آن را پنی سیلین N نامیدند.

در سال 1955 ماده بلوری خالصی به نام سفالوسپورین C به دست آمد. خاصیت سمّی این دارو بسیار ناچیز بود، و در مقابله با باکتری های بیماری زایی که به پنی سیلین های رایج در دهه 1950 مقاوم بودند اثر زیادی داشت. در سال 1961 آبراهام و گای نیوتن ساختار مولکولی سفالوسپورینC را براساس قراینی که از بررسی های شیمیایی به دست آورده بودند اعلام کردند. در همان شماره آن مجله، دوروتی کروفوت ها جکین وا. ن. مازلن، این ساختار را بر اساس تجزیه و تحلیل طرح پراش پرتو ایکس تأیید کردند. دوروتی ها جکین پیش از آن هم در دهه 1940 با بررسی طرح پراش پرتوایکس قراین محکمی را برای تعیین ساختار پنی سیلین ارائه داده بود؛ وی در سال 1965 برنده جایزه نوبل در شیمی شد. گرچه پژوهشگران آکسفورد قسمت اعظم کار جداسازی و تعیین ساختار سفالوسپورین ها را انجام داده بودند، اما رابرت ب. وودوارد و همکارانش تعیین ساختار سفالوسپورین ها را انجام داده بودند، اما «رابرت ب. وودوارد» و همکارانش در دانشگاه هاروارد، سفالوسپورین C را به شکل صناعی تهیه کردند، و وودوارد این موفقیت را در سال 1966 به هنگام دریافت جایزه نوبل در سخنرانی خود اعلام کرد.

بازدهی سفالوسپورین C در قارچ اولیه آن قدر پایین بود که امکان استفاده عملی از آن وجود نداشت. اما دو پیشرفت منجر به استفاده از سفالوسپورین ها در پزشکی شدند. اولی شناسایی سویه جهش یافته ای از قارچ بود که مقادیر بسیار بیشتری سفالوسپورینC تولید می کرد، و دیگری کشف روش هایی برای تغییر شیمیایی مولکول سفالوسپورینC و تولید طیف وسیعی از آنتی بیوتیک های بتا- لاکتام بود که ارزش طبی بسیار داشتند. بتا – لاکتام مولکولی دارای یک حلقه چهار ضلعی است که در آن یک اتم نیتروژن وجود دارد. پنی سیلین ها نیز بتا- لاکتام هستند، اما حلقه پنج ضلعی دیگری دارند، در حالی که شکل 30-1 نشان می دهد سفالوسپورین ها حلقه دیگرشان شش ضلعی است. امروزه در حدود 20 نوع سفالوسپورین در ایالات متحده وجود دارد و امید آن می رود که انواع بسیار دیگری در آینده به روش های صناعی تهیه شوند. در شش سفالوسپورین جدید نسل سوم، همگی دارای همان هسته بنیادین بتا- لا کتام هستند، و تفاوتشان در اجزایی است که در موقعیت های R1،R2،R3 در شکل 30-1 قرار می گیرند. همه آنها با طیف گسترده تری از باکتری های گرم منفی مقابله می کنند، اما تأثیرشان بر عوامل خاص تفاوت چشمگیری با هم دارد.

در پی تحقیق درباره این که چگونه فاضلابی که از شهری در ساحل مدیترانه به دریا می ریخت در آب پاکسازی می شد، سلسله غریبی از وقایع روی داد که به کشف زرادخانه کاملاً جدیدی از داروهای آنتی بیوتیک انجامید!


سیکلوسپورین

از سال 1981 تاکنون سیکلوسپورین در پیوند اعضای انسان انقلابی به پا کرده است. این دارو از رد پیوند جلوگیری می کند- یعنی واکنش دستگاه ایمنی بدن به هنگامی که بافت بیگانه ای را شناسایی می کند و اعضای پیوند شده را گاه تقریباً بلافاصله پس از پیوند از کار می اندازد. عوارض نامطلوب این دارو نیز به نحو شگفت آوری کم است. دکتر توماس استارتزل جراح دانشکده پزشکی دانشگاه پیتسبرگ در سال 1983 ضمن جلسات تحقیق کنگره آمریکا که به درخواست آلبرت گور، سرپرست کمیته علم و تکنولوژی تشکیل شده بود، گزارش داد که تا پیش از عرضه این دارو در سال 1979، پیوند کبد در خوش بینانه ترین ارزیابی ها هم خطرناک بود. او گفت: «برای حدود 20 سال به نظر می رسید هیچ راهی برای خلاصی از این تناقض نباشد. داروهایی که مصرف می شدند از یک طرف در پیشگیری از رد پیوند قابل اعتماد نبودند، و از طرف دیگر بسیار خطر داشتند. اما با سیکلوسپورین درصد بیمارانی که پیوند کبد آنها در سال بحرانی اول دوام می آورد، از حدود 35% به 65 یا70% افزایش یافته است».

دکتر گ. ملویل ویلیامز از دانشگاه جانزها پکینز فایده آن را در پیوند کلیه تأیید کرد: «پژوهشگران چهار مرکز در این کشور در زمینه استفاده از داروی سرکوبگر ایمنی جدید، سیکلوسپورین، تجربه داشته اند، و همه این پژوهشگران همرایند که وقتی برای این دارو اجازه مصرف عمومی صادر شود به احتمال زیاد تمامی اقداماتی که [ برای افزایش دوام پیوند] انجام داده ایم متروک خواهند شد». با استفاده از سیکلوسپورین 80 تا90% کلیدهای پیوند شده از جسد دوام می آوردند، در حالی که بدون مصرف دارو میزان موفقیت تنها در حدود 50% است.

پیوندهای قلب و پیوندهای قلب و ریه نیز با سیکلوسپورین بسیار تسهیل می شوند. همان طور که دکتر نورمن شاموی جراح دانشگاه استانفورد گواهی داد: «از هنگامی که استفاده از سیکلوسپورین را در دسامبر1980 آغاز کردیم، حتی یک مورد هم از رد پیوند قلب که از لحاظ بالینی قابل تشخیص باشد وجود نداشته است».

برای آنکه به چگونگی کشف سیکلوسپورین پی ببرید، باید بدانید که برخی از شرکت های دارویی از کارمندان خود که به تفاط مختلف دنیا سفر می کنند می خواهند نمونه هایی از خاک آن کشورها را با خود بیاورند تا برای یافتن سازواره های ریزی که احتمال تولید آنتی بیوتیک در آنها وجود دارد، مورد آزمایش قرار گیرند. شرکت ساندوز در بال سویس یکی از این گونه شرکتهاست. در سال 1970میکروب شناسی به نام ژان بورل مقداری خاک را که نمایندگان شرکت از ویسکانسین ایالات متحده و از نروژ آورده بودند بررسی می کرد. تحقیقات او نشان داد که خاک هر دو ناحیه دارای دو سویه جدید از قارچ است که تولید ماده ای می کنند که در آب نامحلول است. این ماده که سیکلوسپورینA نام گرفت آثار آنتی بیوتیکی نیرومندی نداشت، اما خاصیت سمّی اش آن قدر ناچیز بود که آزمایش های بیشتری بر آن انجام شد، و بورل در ژانویه 1972 متوجه شد که اثر چشمگیری در سرکوب دستگاه ایمنی دارد. اما چندی از این واقعه نگذشته بود که مدیریت ساندوز تصمیم گرفت تلاش هایشان را در زمینه ایمنی شناسی متوقف کنند و از بورل خواستند تا کار در زمینه سیکلوسپورینA را رها کند.

بورل سرسختانه با این تصمیم گیری مخالفت کرد، و خوشبختانه به او اجازه داده شد پژوهش هایش را در زمینه سیکلوسپورین A ادامه دهد. او دریافت که اثر آن در سرکوب دستگاه ایمنی در تمام گونه های جانوری آزمایش شده مشاهده می شود. اما وقتی سعی کرد آن را در انسان امتحان کند، برای یافتن راهی به منظور جذب آن در بدن دچار اشکال شد، چون دارو در آب نامحلول بود. داوطلبان، آن را به صورت کپسول های ژلاتینی مصرف کردند، اما یا دارویی در جریان خونشان یافت نمی شد، یا بسیار اندک بود. بورل در این مرحله از پژوهش متقاعد شد که مشکل در طرز رساندن دارو به بدن است، و راه حلی برای این مشکل پیدا کرد؛ داوطلب شد شربتی از داروی محلول در الکل تقریباً خالص که در آن مقدار کمی آب و یک عامل تعلیق کننده وجود داشت، بنوشد. به گفته خودش کمی «مست» کرد، اما دو ساعت بعد غلظت داروی فعال در خونش از لحاظ داروشناختی به حد قابل تشخیصی رسید! بعدها معلوم شد که روغن زیتون حامل بهتری برای مصرف خوراکی داروست. در ژوئن 1978، جراحان در انگلستان استفاده ازسیکلوسپورین A را در نخستین بیمارانی که از جسد به آنان کلیه ناسازگار پیوند شده بود یا پیوند مغز استخوان گرفته بودند امتحان کردند. اکنون تلاش چندین ساله ده ها دانشمند بیش از آنچه انتظار می رفت موفقیت آمیز بوده است. سازمان مواد غذایی و دارویی آمریکا اجازه مصرف آن را صادر کرده است، و در حال حاضر در مراکزی که پیوند اعضا صورت می گیرد استفاده عمومی دارد. اما عضوی که قرار است از بدن دهنده پیوند شود باید ظرف 24 ساعت به فرد گیرنده برسد. این محدویت غالباً لازم می کند که عضو در محلّی با عجله بسیار از بدن برداشته شود، به محلی دیگر (معمولاً با هواپیما) انتقال یابد و پس از آنکه بیمار با مصرف سیکلوسپورین A آمادگی پیدا کرد، به بدنش پیوند شود. در حال حاضر نامی که برای سیکلوسپورین A تأیید شده است، سیکلوسپورین تنهاست.

استفاده بالقوه و شگفت آور دیگری که برای سیکلوسپورین وجود دارد درمان بیماری های انگلی است. این دارو شیستوزومها را، یعنی کرم هایی که موجب بیماری گرمسیری شیستوزومیاز می شوند، نابود می کند. دکتر ارنست بوئدینگ از دانشکده پزشکی دانشگاه جانزها پکینز در ابتدا گمان می کرد که شاید این دارو تا حدی علایم بیماری را تخفیف دهد. اما در کمال شگفتی «به طور کاملاً تصادفی متوجه شدیم که اثر [ مستقیمی] بر کرم ها دارد». سیکلوسپورین، انگل مالاریا را نیز مهار می کند. این مطلب نیز در آزمایش هایی که بر موش انجام گرفت، یعنی یکی از معدود جانورانی که به مالاریا حساس است، تصادفاً کشف شد. حتی معلوم شد که در مقابله با سویه های مقاوم به کلروکین مؤثر است ( در دهه 1940 کلروکین بر علیه مالاریا مؤثر بود، اما در طی جنگ ویتنام، سویه های مقاومی از انگل مالاریا مشاهده شدند).

هیچ کس هنوز نمی داند که سیکلوسپورین، چه در جلوگیری از رد پیوند و چه در از بین بردن انگل ها، چگونه عمل می کند. این ماده که ساختار شیمیایی منحصر به فردی دارد، مولکولی حلقه ای شکل است که از 11 جزء اسید آمینه ای تشکیل شده است. یکی از اینها ترکیبی است که از پیش شناخته شده بود، اما به شکل غیرعادی D است؛ اکثر اسیدهای آمینه طبیعی به شکل L (شکل چپ گردان) یافت می شوند ( سرگذشت پاستور و مولکول های راست گردان و چپ گردان در فصل 12 را ببینید). یکی دیگر از اجزای آن ماهیتی کاملاً جدید دارد. این مولکول در آزمایشگاه تولید شده است و شیمیدانان مشغول تهیه مشتقات و انواع مشابه آن هستند تا ببینند چه بخش هایی از ساختار آن برای بروز آثار زیست شناختی اش ضروری اند. هنوز تا این لحظه دارویی که برتر از سیکلوسپورین باشد یافت نشده است.

این کشف نمونه دیگری از بخت یاری است. گرچه شرکت ساندوز در خاک نواحی مختلف جهان در جست و جوی آنتی بیوتیک های جدیدی بود، اما داروهایی کشف کرد که پیوند جراحی اعضایی حیاتی همچون قلب، ریه، کبد و کلیه را دگرگون کرد- اگر هم نگوییم که کشفشان مهمتر از کشف آنتی بیوتیکی جدید بود، دست کم با آن چیزی که انتظارش را داشتند بسیار تفاوت داشت.

منبع : سرگذشت اكتشافات تصادفی در علم

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احمدرضا هاتفی  | 

کشف پرتوهای ایکس

در سال 1895 فیزیکدان آلمانی ویلهلم کنراد رونتگن پرتوهای ایکس را بر حسب تصادف کشف کرد. رونتگن مشغول تکرار آزمایشهای فیزیکدانان دیگری بود که در آنها الکتریسیته با ولتاژ زیاد به هوا یا گازهای دیگری که در لامپ شیشه ای نیمه خلأیی قرار داشتند، تخلیه می شد. از سال 1858 می دانستند که دیواره های لامپ شیشه ای در مدت تخلیه ی الکتریسیته به صورت فسفرسان می درخشند. در سال 1878 سرویلیام کروکس «پرتوهای کاتدی» ایجاد کننده ی این فسفرسانی را به عنوان «جریانی از مولکولهای در حال پرواز» توصیف کرد، اما اکنون می دانیم که پرتوهای کاتدی در واقع جریان الکترونهایی هستند که از کاتد گسیل می شوند و ضربه ی برخورد این الکترونها با دیواره ی لامپهای شیشه ای است که ایجاد فسفر سانی می کند.

تابلوهای نئون، لامپهای تلویزیون و چراغهایی مهتابی همه کاربردهای امروزی این آزمایشها هستند. درون چراغهای مهتابی از مواد بسیار فلوئورسان پوشیده می شود تا رنگها و روشنایی های مختلف ایجاد شوند.

در سال 1892 هاینریش هرتز، نشان داد که پرتوهای کاتدی از صفحه های نازک فلزی عبور می کنند. دو سال بعد فیلیپ لنارد، لامپهای تخلیه ای ساخت که منافذ آلومینیمی نازکی داشتند. این منافذ پرتوهای کاتدی را از خود به بیرون لامپ عبور می دادند و در آنجا بود که می شد این پرتوها را بر اساس نوری که بر صفحه ای از ماده ی فلوئورسان ایجاد می کردند، تشخیص داد (از چنین صفحه هایی برای آشکار سازی نور فرابنفش هم استفاده می شد)؛ اما معلوم شد که در فشارهای معمولی بیرون از لامپ خلأ، پرتوهای کاتدی فقط دو یا سه سانتیمتر در هوا سیر می کنند.

رونتگن برخی از این آزمایشها را تکرار کرد تا خود را با روشهای انجام آنها آشنا سازد. سپس تصمیم گرفت ببیند آیا می تواند پرتوهای کاتدی ساتع شده از یک لامپ خلأ تمام شیشه ای نظیر آنچه کروکس استفاده کرده بود – لامپی که هیچ منفذ آلومینیمی نداشته باشد – تشخیص دهد یا نه. هیچ کس در چنین وضعی پرتوهای کاتدی را مشاهده نکرده بود. رونتگن باخود اندیشید که امکان دارد علت ناتوانی این باشد که فسفرسانی شدید لامپ کاتدی، فلوئورسانی ضعیف صحفه ی آشکارساز را تحت الشعاع قرار می دهد. برای امتحان این نظریه، پوشش مقوایی سیاهرنگی برای لامپ کاتدی درست کرد. آنگاه برای آنکه مؤثر بودن پوشش را بیازماید، اتاق را تارک و سیم پیچ پرولتاژ را روشن کرد تا لامپ به کار افتد. وقتی مطمئن شد پوشش سیاهی که ساخته است واقعاً لامپ را می پوشاند و به هیچ نور فسفرسانی اجازه ی عبور نمی دهد، رفت که سیم پیچ را خاموش و چراغهای اتاق را روشن کند تا صفحه ی فلوئورسان را در فواصل مختلف از لامپ خلأ قرار دهد.

اما در همان لحظه متوجه نور ضعیفی شد که از نقطه ای در آن اتاق تاریک که حدود یک متر با لامپ خلأ فاصله داشت، می درخشید. نخست اندیشید شاید در پوشش سیاهرنگ اطراف لامپ سوراخ کوچکی باشد، که نور آن در آینه ای منعکس شده است. اما هیچ آینه ای در اتاق نبود. وقتی بار دیگر مقداری الکتریسیته را به لامپ کاتدی تخلیه کرد، دید باز نوری که همچون ابرهای سبز محوی همگام با افت و خیز تخلیه های الکتریکی لامپ کاتدی حرکت می کرد در همان نقطه ظاهر شد. رونتگن با شتاب کبریتی روشن کرد و با شگفتی مشاهده کرد که منشأ آن نور مرموز صفحه ی فلوئورسان کوچکی بود که قصد داشت از آن به عنوان آشکار ساز در لامپ کاتدی پوشش دارش استفاده کند؛ اما صفحه در یک متری لامپ برمیزی قرار داشت.

رونتگن بلافاصله متوجه شد که پدیده ی کاملاً جدیدی را مشاهده کرده است. این پرتوهای کاتدی نبودند که صفحه را از فاصله ی یک متری روشن کرده بودند! رونتگن در چندین هفته پس از آن واقعه با سختکوشی خود را وقف بررسی این شکل جدید تابش کرد و یافته های خود را در مقاله ای که به تاریخ 28 دسامبر سال 1895 تحت عنوان «مکتوبی اولیه درباره ی نوعی پرتو جدید» در وورتزبرگ منتشر شد، شرح داد. گرچه رونتگن اکثر ویژگیهای کیفی و بنیادین این پرتوهای جدید را در مقاله ی خود به دقت شرح داد، اما نامی که برای آنها انتخاب کرد نشان می داد هنوز به ماهیت دقیقشان پی نبرده است. او آنها را پرتوهای ایکس یا مجهول نامید (بسیاری از اوقات آنها را پرتوهای رونتگن خوانده اند).

وی گزارش داد که این پرتوهای جدید برخلاف آنچه در مورد پرتوهای کاتدی مشاهده شده بود، تحت تأثیر آهنربا قرار نمی گیرند. نه تنها برخلاف پرتوهای کاتدی که تنها 2 تا 3 سانتیمتر در هوا سیر می کردند، تا بیش از یک متر در هوا نفوذ می کردند، بلکه (آن طور که در مقاله اش آمد):

همه ی اجسام در مقابل این عامل شفاف اند، گرچه شفافیت آنها با یکدیگر بسیار متفاوت است. کاغذ بسیار شفاف است؛ دیدم صفحه ی فلوئورسان از پشت کتاب مجلدی که حدود هزار صفحه بود به روشنی می درخشید. به همین ترتیب فلوئورسانی از پشت دو دسته ورق نیز ظاهر می شد. تکه های ضخیم چوب نیز شفاف اند و تخته های چوب کاج که دو یا سه سانتیمتر ضخامت داشته باشند تنها اندکی آن را جذب می کنند. گرچه صفحه ای آلومینیمی به ضخامت حدود پانزده میلیمتر اثر پرتو را تا حد زیادی کاهش می داد، اما باعث قطع کامل فلوئورسانی نمی شد. اگر دستی در میان لامپ تخلیه و صفحه قرار گیرد، سایه ی تیره تر استخوانها در تصویر شبح گونه و نیمه تاریک خود دست دیده می شود.

وی دریافت که حتی می تواند چنین تصاویری از استخوانها را بر شیشه ی عکاسی ثبت کند. این ویژگی پرتوهای ایکس بی درنگ توجه جامه پزشکی را به خود جلب کرد. در مدت بسیار کوتاهی، در بیمارستانهای سرتاسر دنیا به طور معمول از پرتوهای ایکس برای تشخیص استفاده شد.

در تاریخ علم کمتر واقعه ای روی داده است که به اندازه ی کشف رونتگن چنین تأثیر شگرفی داشته باشد. هنوز یک سال از انتشار مقاله ی اولیه اش نگذشته بود که 49 کتاب و رساله و بیش از هزار مقاله درباره ی پرتوهای ایکس منتشر شد. اما بیست سال طول کشید تا پیشرفت چشمگیری ورای آنچه رونتگن در زمینه ی ویژگیهای تابش ایکس عرضه کرد، حاصل شود.

وقتی فرهنگستان علوم سوئد جوایز نوبل را برای نخستین بار در سال 1901 توزیع کرد، کسی که برای دریافت جایزه ی فیزیک انتخاب شد رونتگن بود. مسلماً برای فرهنگستان جای بسی خوشوقتی بود که نخستین جایزه را به افتخار چنین موفقیت عظیمی اعطا کند.


پسنوشت

ویهلهم کنراد رونتگن در سال 1845 در لِنپ پروس به دنیا آمد. پس از آنکه در سه سالگی به همراه خانواده اش به هلند نقل مکان کرد، تحصیلات ابتدایی خود را در آنجا گذراند. رونتگن پس از پشت سرگذاشتن دوره ی کوتاهی در دانشکده ی فنی و دانشگاه اوترخت، به دانشکده ی پلی تکنیک زوریخ راه یافت و در آنجا دانشنامه ای در مهندسی مکانیک گرفت. اما به تدریج به علوم محض بیش از مهندسی علاقه مند شد و مطالعات خود را در زمینه ریاضیات و فیزیک آغاز کرد. پس از تحصیل زیر نظر آگوست کانت، و ارائه پایان نامه ای تحت عنوان «مطالعه ی گازها»، از دانشگاه زوریخ دکترا گرفت. یک سال بعد به دنبال کانت به وورتزبرگ و سپس استراسبورگ رفت، که در آنجا رونتگن برای نخستین بار به سمت استادی نایل آمد. در سال 1888 مقام استادی فیزیک و سرپرستی انستیتو فیزیک دانشگاه وورتزبرگ را بر عهده گرفت. 12 سال عهده دار این مقام بود و در همینجا پرتوهای ایکس را کشف کرد. در سال 1900، دولت باواریا از او دعوت کرد تا سرپرستی انستیتوی فیزیک مونیخ را بپذیرد و رونتگن باقیمانده ی عمرش را در همانجا گذراند. وی در سال 1923 در 78 سالگی در گذشت.

شاید اگر رونتگن در بخش عمده ای از آزمایشهایش از معرض پرتوهای ایکس محافظت نمی شد، عمر بسیار کوتاهی می کرد. وی در آزمایشگاهش اتاقکی را، نه برای حفاظت در برابر اشعه، بلکه برای سهولت ظهور شیشه های عکاسی در روز، ساخته بود. بدین ترتیب رونتگن در طی عمر خود تا حدی از آثار مرگبار قرارگیری در معرض پرتوهای ایکس مصون ماند.


کشف پرتوزایی به دست بکرل

کشف پرتوزایی طبیعی به دست هنری بکرل، اندکی پس از کشف پرتوهای ایکس به دست رونتگن صورت گرفت، و بی دلیل هم نبود. بکرل مقاله ای را که در آن رونتگن پرتوهای نافذ جدید خود را ناشی از پرتوهای کاتدی می دانست خوانده بود. خود این پرتوهای کاتدی در شیشه ی لامپهای کاتدی موجب فسفرسانی می شدند، بنابراین بکرل استدلال کرد که شاید برخی از موادی که تحت تأثیر نور مرئی فسفرسان می شوند، از خود پرتو نافذی شبیه به پرتوهای ایکس گسیل می کنند. نظریه ی نادرستی بود، اما در هر حال نظریه ای بود که به کشف ارزشمندی انجامید.

بکرل ترکیب فسفرسان اورانیم را انتخاب کرد. برای آنکه نظریه ی خود را بیازماید، صفحه ی عکاسی را در کاغذ سیاهی پیچید، بلوری از ترکیب اورانیم را بر شیشه ی کاغذ پیچی شده گذاشت، و مجموعه را در معرض آفتاب قرار داد. وقتی صفحه ی عکاسی را ظاهر کرد، تصویری از بلور اورانیم بر آن نقش بسته بود. بکرل که تجربه گر دقیقی بود، قبلاً پیش بینی کرده بود که کاغذ سیاه شیشه ی عکاسی را از معرض آفتاب حفظ خواهد کرد، بنابراین اطمینان داشت که آفتاب تنها علت تأثیر پذیرفتن صفحه نبود. وی این آزمایش را تأییدی بر نظریه ی خود دانست.

بعد تصادفی روی داد، یا دست کم حادثه ای طبیعی اتفاق افتاد، که نه تنها در فیزیک و شیمی، بلکه در حیات تمامی ساکنان این سیاره، سرآغاز عصر جدیدی شد: عصر اتمی و هسته ای. آفتاب چندین روز در پاریس نتابید ( که اتفاق نادری نبود). چون بکرل وجود آفتاب را برای ایجاد فسفرسانی اورانیم ضروری می دانست، آزمایشهایش را موقتاً رها کرد و بلور اورانیم را در کشویی روی شیشه ی عکاسی کاغذ پیچی شده ای گذاشت.

بکرل پس از چندین روز شیشه ی عکاسی را در کنار بلور اورانیم در کشو بود، ظاهر کرد. انتظار داشت تنها تصویر محوی از بلورها که نتیجه ی اندک فسفرسانی باقیمانده ی بلور اورانیم بود، بر شیشه ببیند. اما در کمال شگفتی دید که وضوح تصویر درست مثل موقعی بود که بلور اورانیم و فیلم کاغذ پیچی شده در نور آفتاب قرار گرفته باشد! در این هنگام بکرل نتیجه ی درستی از مشاهده ی خود گرفت: اثر آفتاب در ایجاد فسفرسانی بلور اورانیم هیچ ربطی به تأثیر پذیرفتن شیشه ی عکاسی پوشیده ی زیرش نداشت، بلکه این تأثیر ناشی از خود بلور اورانیم بود، که حتی در تاریکی هم شیشه ی عکاسی را متأثر می ساخت.

بکرل شروع کرد به آزمایش تمام نمونه های اورانیم که توانست بدانها دسترسی پیدا کند تا پرتوهایی را که از ورای کاغذ سیاه موجب تأثیر گذاشتن بر فیلم عکاسی شده بودند بیابد – مسلماً این پرتوها، پرتوهای نور طبیعی نبودند. او دریافت که هر ترکیب خالص اورانیم یا حتی سنگ معدن ناخالص اورانیم هم این ویژگی را دارد. وی توانست میزان تابش این مواد را با استفاده از برقنما (الکتروسکوب) بسنجد، چون این پرتوها در هوای که از آن عبور می کردند باعث ایجاد یونهای باردار می شدند. طرز کار برقنما بر این واقعیت استوار است که بارهای همنام یکدیگر را دفع می کنند. نیروی دافعه را می توان با مشاهده ی حرکت یک رسانای انعطاف پذیر در خلاف جهت یک نیروی بازگرداننده ی مکانیکی، آشکار کرد.

بکرل متوجه شد که جز یک مورد، در تمام نمونه ها میزان تابش با درصد اورانیم در ترکیب یا سنگ معدن نسبت مستقیم دارد. آن یک مورد استثنایی سنگ معدنی به نام پیچبلند بود، که میزان تابش آن چندین برابر بیشتر از اورانیم خالص بود. این یافته باعث شد بکرل نتیجه بگیرد که در این سنگ معدن ماده ای غیر از اورانیم وجود دارد که پرتوزایی آن بسیار از اورانیم است.

در اینجاست که «کوری» ها وارد ماجرای پرتوزایی می شوند (اتفاقاً لفظ پرتوزایی از ابداعات ماری کوری است). پروفسور بکرل پیشنهاد کرد که ماری اسکلو دوسکا کوری شناسایی ناخالصی پرتوزای ناشناخته در سنگ معدن اورانیم یا پیچبلند را موضوع طرح پژوهشی دکترای خود قرار دهد. ماری با کمک همسر فیزیکدانش پی یر، از حدود 5/1 متر مکعب سنگ معدن پیچبلند شروع کرد، هر بار روی حدود 20 کیلوگرم به پژوهش پرداخت و مخلوط مذاب آن را با میله های آهنی در ظروف یکپارچه آهنی به هم می زد. آن دو با این سختکوشی خود موفق به جداسازی دو عنصر جدید از پیچبلند شدند که از اورانیم پرتوزاتر بودند. اولی را به احترام زادگاه ماری، لهستان، پولونیم نامیدند، و دومی را بر اساس معادل واژه ی تابش، رادیم خواندند. پولونیم 60 برابر و رادیم 400 برابر پرتوزاتر از اورانیم است. میزان بازدهی در حدود یک جزء رادیم به ازای هر ده میلیون جزء سنگ معدن بود. کوری ها کشف رادیم و پولونیم را در سال 1898، تنها دو سال پس از کشف پرتوزایی طبیعی به دست بکرل، اعلام کردند.

ماری و پی یر کوری جایزه ی نوبل فیزیک را در سال 1903 با بکرل مشترکاً برنده شدند؛ نیمی از جایزه به بکرل به سبب «کشف پرتوزایی خود به خودی» و نیمی دیگر به کوری ها به سبب «تحقیقات مشترک آن دو در زمینه ی پدیده ی تابش که پروفسور هنری بکرل کشف کرده بود». اعطا شد.


پسنوشت

آنتون هنری بکرل از اخلاف مشهورشخصیتهایی مشهور بود. هم پدرش و هم پدر بزرگش دانشمندان معتبری بودند و هر دو صاحب کرسی فیزیک در موزه ی تاریخ طبیعی پاریس. هنری که در سال 1852 به دنیا آمد، پس از گذراندن تحصیلات مقدماتی رسمی به دانشکده ی پلی تکنیک رفت و از آن انستیتو دکترای علوم گرفت. در وزارت راه و پل سازی به عنوان مهندس به خدمت دولت فرانسه درآمد، اما در عین حال در موزه ای که پدر و پدربزرگش تدریس می کردند، درس فیزیک می گفت. هنگامی که پدرش در سال 1895، در دانشکده ی پلی تکنیک به سمت استادی فیزیک منصوب شد. یک سال بعد کشفی کرد که موجبات شهرتش را فراهم آورد. وی تا هنگام مرگش در سال 1908 به مطالعات خود در رشته ی جدید و پر اهمیت پرتوزایی ادامه داد.

در سال 1911 ، جایزه ی نوبل شیمی به ماری کوری اعطا شد. پی یر در سال 1906در تصادف رانندگی کشته شده بود و گرنه او نیز در این جایزه سهیم می شد؛ ماری به عنوان استاد دانشکده سوربون، به جانشینی وی رسید. در تقدیرنامه ی ماری آمده بود: «تقدیم به پروفسور ماری کوری، به یادبود خدمت ایشان در پیشبرد شیمی با کشف عناصر رادیم و پولونیم، از طریق جداسازی رادیم و مطالعه در زمینه ی ماهیت و ترکیبات این عنصر شگفت انگیز». ماری کوری در سال 1934 بر اثر ابتلا به سرطان خون درگذشت، و این سرطان بی تردید نتیجه ی قرارگیری در معرض تابشی بود که خطر آن تا مدتها بعد شناخته نشد.

منبع : سرگذشت اكتشافات تصادفی در علم

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احمدرضا هاتفی  | 

پرتوزایی مصنوعی و شکاف هسته ای

پرتوزایی مصنوعی و شکاف هسته ای


  در مقاله ی پیش خواندیم که ...

کشف پرتوزایی طبیعی به دست بکرل منجر به عصر جدیدی شد – عصر اتمی و هسته ای – اما نه بی درنگ.

پرتوزایی طبیعی تا سالها بعد به درستی شناخته نشد. پژوهشها و نبوغ راذرفورد، سادی و دیگران لازم بود تا به طبیعت و منشأ تابشی که بکرل و کوری ها کشف کرده بودند پی ببرند، و این نظر را پیش بکشند که از ذرات (آلفا و بتا) گسیل شده از هسته های اتمها و تابش الکترومغناطیسی همراه چنین گسیل هایی تشکیل شده است. لرد راذرفورد در بیان اینکه جرم اتمها عمدتاً (بیش از 9/99%) در مرکزشان قرار گرفته، و از ذرات باردار مثبت و خنثی به نام پروتونها و نوترونها تشکیل شده است، نقش بسزایی داشت. در حوالی سال 1934 بود که به تدریج پرده از راز چگونگی دستیابی به قدرت عظیم انرژی هسته ای برداشته شد.

در سال 1934 ایران کوری، دختر ماری و پی یر، و شوهرش فردریک ژولیو، پرتوزایی مصنوعی را کشف کردند. آنان نشان دادند که می توان از ذرات آلفا، که راذرفورد آنها را به عنوان تکه هایی از هسته ی اتمها که عناصر پرتوزای طبیعی گسیل می کردند شناسایی کرده بود، برای بمباران عناصر غیر پرتوزا و القای پرتوزایی در آنها استفاده کرد. پروفسور آلن لایتمن در ساینس 84 این فرایند زیر اتمی را چنین توصیف کرد: «ظاهراً اگر برخی هسته های اتمی پایدار را که به آرامش ابدی خود رضایت داده بودند، مجبور می کردند تا ذرات زیر اتمی دیگری ببلعند، می شد آنها را ناپایدار ساخت. این هسته های اتمی که به اجبار پر شده بودند، در حالتی ناآرام شروع به پرتاب ذرات کوچکی از خود می کردند، گویی پرتوزایی «طبیعی» صورت گرفته باشد».

انریکو فِرمی که در آن هنگام در رم بود، تصمیم گرفت که به جای ذرات آلفا از نوترونها برای بمباران عناصر پایدار استفاده کند. بدین ترتیب هسته ی اتم سنگین اورانیم (البته ایزوتوپ پایدارآن) را در معرض بارانی از پروتونها قرار داد. وی فرض کرد که احتمالاً این بمباران نوترونی، هسته های ی از عناصر را که وزنشان تقریباً برابر با اورانیم است ایجاد خواهد کرد. اما اتوهان وفریتزاشتراسمن که در انستیتو قیصر ویلهلم در برلین پژوهش می کردند، در محصولات بمباران اورانیم مقداری باریم یافتند، یعنی عنصری که اندازه ی اتمهای آن تقریباً نصف اورانیم است. چون هیچ باریمی در نمونه ی بمباران شده وجود نداشت، ظاهراً بعضی از هسته های اورانیم به دو نیم شده بودند!

در دسامبر سال 1938 ، هان طی نامه ای این نتیجه ی نامنتظره را برای لیزه مایتنر شرح داد.

مایتنر، 30 سال همکار ارزشمند هان بود، اما چون یهودی بود، پنج ماه قبل از آن از آلمان هیتلری گریخته و به سوئد پناه آورده بود. در کریسمس آن سال، خواهر زاده اش اتور.فریش، که او نیز فیزیکدان و در کپنهاگ از همکاران فیزیکدان معروف دانمارکی نیلس بور بود، از او دیدن کرد، و با هم درباره ی هان گفت و گو کردند. پس از تفکر زیاد، در حالی که در برفها قدم می زدند به یاد یکی از نظریات بور افتادند؛ در سال 1936 بور احتمال داده بود که شاید ذرات درون هسته به نحوی دسته جمعی عمل می کنند، که حتی با ضربه ی ذره ی کوچکی همچون نوترون، هسته از حالت کروی خود تغییر شکل می یابد. امکان داشت که نیروهای دافعه ی هسته بر نیروهای جاذبه غلبه کنند، هسته به دو نیم تقسیم شود، و دو نیمه را با سرعتی زیاد و با آزاد کردن مقادیر عظیمی انرژی به دو سو پرتاب کند. بور هر هسته ی سنگین ناپایدار را به قطره ی آبی که در حال شکافتن باشد تشبیه کرد.

وقتی فریش چند روز بعد به کپنهاگ بازگشت، توانست درست قبل از سوار شدن بور بر کشتی سوئدی – امریکاییام اس دروتنینگهولم که به نیویورک می رفت با او صحبت کند. بور بی درنگ به اهمیت آزمایش شکافت هسته ای – واژه ای که فریش براساس نام تقسیم یاخته ای در زیست شناسی وضع کرده بود – که هان مشاهده کرده بود، پی ببرد. بور راهی کنفرانسی در واشنگتن دی. سی. در زمینه فیزیک نظری بود، و تفسیر مایتنر و فریش را در کنفرانس مطرح کرد. بور متعاقباً نامه ی کوتاهی به سردبیر مجله ی فیزیکال ریویو نوشت که در آن نظریه ی قطره ی مایع برای شکافت هسته ای را به اختصار شرح داد.

چندی نگذشت که لئوزیلارد در دانشگاه کلمبیا شکافت هسته ای را در واکنشهای زنجیره ای مشاهده کرد. بور که در آن هنگام در دانشگاه پرینستون بود، حساب کرد که فقط شکل نادری از اورانیم، یعنی ایزوتوپ 235-U آن که در طبیعت تنها 1% اورانیم طبیعی را تشکیل می دهد، موجب واکنشی زنجیره ای می شود. برای ساخت یک رآکتور زنجیره ای باید 235-U تغلیظ می شد. این کار عملی بود، و بالاخره انجام شد .ایالات متحده موفق شد گوی سبقت را در این زمینه از آلمان برباید.


پسنوشت

در دوم اوت 1030، آلبرت آینشتاین نامه ی هشدار دهنده ای برای فرانکلین د.روزولت رئیس جمهور امریکا فرستاد که در آن گفته بود: «پژوهشهای اخیر ا.فرمی ول. زیلارد مرا متقاعد ساخته است که شاید بتوان در آینده ی نزدیک عنصر اورانیم را به منبع انرژی نوین و با اهمیتی تبدیل کرد و به نظر می رسد که بدین ترتیب بتوان انواع جدیدی از بمبهای بسیار قدرتمند تولید کرد».

بقیه ی برنامه ی انرژی اتمی ماجرایی شناخته شده است: بمبهای اتمی در جنگ جهانی دوم تولید و به کارگرفته شدند و همجوشی هسته ای که شکل قدرتمندتری از انرژی هسته ای بود کشف و تکمیل شد. نیروگاههای انرژی اتمی برای مصارف صلحجویانه نیز ساخته شده اند، اما انرژی اتمی هنوز انتظارات بشر را برآورده نکرده است. دفع ضایعات هسته ای هنوز مشکلی جدی به شمار می رود و زغال و نفت همچنان عمده ترین منبع انرژی در قرن بیستم هستند.

آنچه انرژی هسته ای به طور ناگهانی و برگشت ناپذیری عوض کرده، مفهوم جنگ است. هر سلاح جدید که در طول تاریخ عرضه شده، نسبت به گذشتگانش پیشرفت بزرگی به شمار آمده است – منجنیق رومیان، کمان دستی انگلیسیان، کمان زنبوری سویسیها، باروت و نیترو گلیسرین، اما این پیشرفتها در مقایسه با جهشی که از سلاحهای متعارف امروزی تا بمبها و موشکهای هسته ای طی شد، حتی به حساب هم نمی آمدند. فدراسیون دانشمندان علوم اتمی، که سازمانی است متشکل از دانشمندانی که طی جنگ جهانی دوم روی بمب اتمی کار کردند، بعدها نام خود را کمی تغییر داد و به فدراسیون دانشمندان امریکایی موسوم شد. در حال حاضر هدف اصلی این سازمان خلع سلاح هسته ای است، چون اعضای آن معتقدند که سلاحهای هسته ای، جنگ را غیر قابل تصور ساخته اند. انسان به یاد پاسخ آلفرد نوبل به برتافون ساتنر درباره ی کنفرانسهای صلح او می افتد: «شاید کارخانه های من زودتر از کنگره های شما به جنگ خاتمه دهند».

به امید آنکه نسل ما با به کارگیری درست انرژی هسته ای، در تحریم جنگ موفقتر از نوبل و جانشیناش باشد.

منبع : سرگذشت اكتشافات تصادفی در علم

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احمدرضا هاتفی  | 

دانستنی های جالب

می دانستی که خواب کمتر از ۶ ساعت و بیشتر از ۸ ساعت خطر ابتلا به دیابت را افزایش می دهد
۲- کوسه داردی ۳۵۰۰ دندان می باشد که از هیچ یک از انها استفاده نمی کند
۳- بدن انسان برای حفظ تعادل خود در حال ایستادن از سیصد عضله استفاده می کند
۴- یک موش کور قادر به حفر تونلی به طول ۹ کیلومتر تنها در یک شب می باشد
۵- سرعت سریعترین حلزون ۲,۳ میلیمتر در ثانیه می باشد یعنی یک کیلومتر در پنج شبانه روز
۶- بزرگترین مروارید دنیا ۶و۴ کیلوگرم وزن دارد این مروارید حدود هفتاد و یک سال پیش در فیلیپین از داخل یک صدف بسیار بزرگ در آورده شد. متاسفانه این مروارید گرد نیست
۷- هزارپا ده هزار نژاد متفاوت دارد و جالبتر اینکه هیچ کدام هزار پا ندارند و بیشتر پا را یک نوع نژادی دارد که در کالیفرنیا یافت می شود تعداد پاهای آن به هفتصد و پنجاه تا می رسد
۸- تقریبا نیمی از کل نشریات جهان در دو کشور آمریکا و کاناده منتشر می گردند.
۹- تعداد سلول های گیرنده بویایی در سگهای معمولی یک میلیارد و در سگهای شکاری چهار میلیارد عدد می باشد

- نوشابه های زرد رنگ زیان بارتر از نوشابه های سیاه رنگ هستند
۱۱- در عرض بیست سال گذشته حوادث صبیعی چون زلزله و سیل یک میلیون و دویست هزار نفر را به کام خود کشیده و بد نیست این را هم بدانید که نود و نه درصد قربانیان در کشور های فقیر بوده اند
۱۲- شش چپ اندکی از شش راست کوچکتر می باشد تا فضای کافی برای قرار گیری قلب فراهم آید
۱۳- هر چشم مگس دارای ۱۰ هزار عدسی می باشد
۱۴- مقاومت موش صحرایی در برابر بی آبی بیشتر از شتر می باشد
۱۵- جمعیت میمون های هند بالغ بر پنجاه میلیون می باشد
۱۶- یک نوع وزغ وجود دارد که در بدن خود سم کافی برای کشتن دو هزار و دویست انسان در اختیار دارد
۱۷- مهندسین در نظر دارند تونل زیر آبی بین لندن و نیویورک احداث کنند که مسافرت بین این دو شهر در کمتر از یک ساعت انجام بگیرد
۱۸- ۲۲۵ میلیون سال طول می شکد که کهکشان راه شیری یکبار دور خود بچرخد
۱۹- به زودی کنترل هایی به بازار ارائه خواهد شد که کوکی هستند و بدون باتری کار می کنند با یک بار کوک کردن این نوع کنترل ها تا هفت روز بدون هیچ مشکلی کار می کنند
۲۰- در هر ثانیه خورشید پانصد و چهل میلیون تن هیدروژن را به چهار صد و نود و پنج میلیون تن هلیم تبدیل می کند
۲۱- پنجاه درصد از زنان سیگاری که به خاطر مضرات سیگار جان خود را از دست می دهند بر اثر حمله قلبی می باشد یعنی اینکه سیگار کشیدن فقط باعث سرطان نیست بلکه حمله قلبی ناشی از ان می باشد
۲۲- برای تولید هر ۱۰۰۰ کیلوگرم کاغذ بازیافتی فقط حدود هزار و پانصد کیلو گرم کاغذ کهنه مورد نیاز است که با این شیوه نزدیک به ۹۰ درصد در مصرف آب بیش از ۵۰ درصد انرژی و ۷۵ درصد آلودگی هوا کاهش می یابد
۲۳- مساحت خلیج فارس تقریبا برابر با مساحت کرمان است خلیج فارس هشت هزار کیلومتر مربع بیشتر نیست.
۲۴- اگر تار عنکبوت به کلفتی مغز یک مداد به هم تنیده شود می تواند سنگینی یک هواپیمای بزرگ بوینگ را تحمل کند

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احمدرضا هاتفی  | 

کهکشانی که سالانه تا 50 ستاره تولید می کند

اخترشناسان انگلیسی برای نخستین بار کشف کردند که در کهکشان جوان "ام.اس.1358-آ.آر.سی." با 5/12 میلیارد سال نوری فاصله از زمین، سالانه تا 50 ستاره تولید می شود.

بر پایه اعلام ستاره شناسان در نشریه تخصصی "ام.ان.آر.آ.اس."، تولید این تعداد بالا و شگفت آور ستاره توسط یک کهکشان، 100 برابر بیش از میزانی است که تاکنون فرض شده بود. کهکشان راه شیری نیز احتمالا در دوره جوانی خود تا این اندازه فعال بوده است.

اخترشناسان دانشگاه دورهام انگلیس با استفاده از فناوری لنزهای گرانشی و کمک تصاویر تلسکوپ "جمینای شمالی" در هاوایی و تلسکوپ های فضایی ناسا "هابل" و "اشپیتسر"، میزان تولید ستاره در کهکشان "ام.اس.1358-آ.آر.سی." یکی از دورترین مناطق تولید ستاره در گیتی را ارزیابی کردند.

بر پایه این ارزیابی که تاکنون مبسوط ترین و دقیق ترین بررسی در چنین کهکشانی است، پژوهشگران بطور غیرمنتظره ای به این نتیجه رسیدند که در "ام.اس.1358-آ.آر.سی." با سرعت بیشتر و بیش از میزان پیش بینی شده، ستاره تولید می شود.

"مارک سوینبانک" پژوهشگر موسسه اخترشناسی کامپیوترمدار دانشگاه دورهام می گوید، با توجه به بزرگی "ام.اس.1358-آ.آر.سی." به عنوان یک منطقه تولید ستاره، انتظار داشتیم که این کهکشان، سالانه حدود یک ستاره خورشید تولید کند اما این کهکشان بسیار فعال تر است.

اخترشناسان تولید سالانه 50 ستاره توسط "ام.اس.1358-آ.آر.سی." را ثبت کرده اند که حدود 100 برابر بیشتر از میزان فرض شده است. بر پایه اعلام پژوهشگران، کهکشان جوان "ام.اس.1358-آ.آر.سی." با حدود 6 هزار سال نوری وسعت، تمام مشخصه هایی را دارا است که می تواند آن را بعدها به یک کهکشان جدید "راه شیری"، شبیه راه شیری کنونی در گیتی ما تبدیل نماید. به همان نسبت نیز اهمیت این دانستنی ها و داده ها اهمیت دارد.

سوینبانک تاکید می کند، ما بر این باوریم که کهکشان "ام.اس.1358-آ.آر.سی." تقریبا الگو و نمونه برای کهکشان های در این سن و قدمت است. بدین خاطر پیش بینی می کنیم که راه شیری نیز زمانیکه اولین ستاره های خود را تولید کرده، چنین ظاهری داشته است.

این پژوهشگر می افزاید، ما در اصل در اینجا، تولد اولین نسل از ستاره ها در یک کهکشان شبیه راه شیری را مشاهده می کنیم. این امر به ما یک آگاهی منحصر به فرد پیرامون دوره شروع کهکشانی می دهد که ما در آن زندگی می کنیم

منبع:وبلاگ روزها

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احمدرضا هاتفی  | 

دنیای شگفت انگیز قارچ ها

قارچها یکی از امید بخش ترین موجودات زنده ای هستند که در تحقیقات زیست فناوری مورد استفاده قرار می گیرند. در حال حاضر، قارچها به معنای کلی خود، نقش مهمی در صنعت، پزشکی و کشاورزی ایفا می کنند و در واقع صنایع مرتبط با قارچ، یکی از مهمترین و سودآورترین صنایع در سطح جهانی است.
با توجه به اهمیت روزافزون و رو به گسترش قارچها در صنایع مختلف، پژوهشگران گروه زیست فناوری قارچهای صنعتی جهاد دانشگاهی مشهد هم طی چند سال تحقیق و بررسی موفق شده اند دانش فنی تولید قارچهای خوراکی دارویی را کسب کنند. البته کارهای پژوهشی این گروه به این بخش خلاصه نمی شود و باید استخراج رنگ از قارچها را هم به دستاوردهای ارزشمند آنها اضافه کرد.

زیست فناوری (Biotechnology) ابزاری است که از زمان پیدایش خود یعنی اواخر دهه 1980 تحولی شگرف در تمامی علوم کاربردی بویژه کشاورزی و پزشکی به وجود آورده است، اما باید توجه داشت که امروزه زیست فناوری یک فن صرفا آزمایشگاهی نیست، بلکه موجب ایجاد صنایع بزرگ و تجارت بین المللی در عرصه های غذا و دارو شده و اقتصاد جهانی را به طور محسوسی تحت تاثیر قرار داده است. در این میان، قارچها(Fungi) یکی از امید بخش ترین موجودات زنده ای هستند که در تحقیقات زیست فناوری مورد استفاده قرار می گیرند.
در حال حاضر، قارچها به معنای کلی خود، نقش مهمی در صنعت، پزشکی و کشاورزی ایفا می کنند. در واقع صنایع مرتبط با قارچ، یکی از مهمترین و سودآورترین صنایع در سطح جهانی است.
قارچهای خوراکی در صنایع غذایی (و چندین صنعت دیگر وابسته به آن)، قارچهای دارویی در صنایع داروسازی و قارچهای مولد رنگ در صنایع شیمایی (رنگ، آرایشی، بهداشتی و غیره) کاربردهای فراوانی دارند و همگی جزو قارچهای صنعتی محسوب می شوند.
به گفته حمید رضا پوریان فر،عضو هیات علمی جهاد دانشگاهی مشهد، هنگامی که از قارچهای دارویی صحبت می شود، منظور فقط قارچهای خوراکی که نقش دارویی نیز دارند، نیست، بلکه هدف اشاره به تمامی قارچهایی است که ترکیبات مفید دارویی تولید می کنند.
پوریان فر می افزاید: قارچهای دارویی خوراکی و غیر خوراکی یکی از مهمترین و با ارزش ترین منابع دارویی هستند که در بسیاری از کشورهای آسیای شرقی و همچنین جوامع غربی روی ترکیبات دارویی آنها کار می شود.

عصاره های دارویی

از لحاظ پیشینه، قارچهای دارویی (بویژه قارچهای بزرگ کلاهدار) به مدت طولانی نقش موفقیت آمیزی در درمان نقصهای ایمنی بویژه در طب سنتی چین داشته اند. در فارماکوپه های چین، استفاده از بیش از 100 گونه از این قارچها برای درمان بسیاری از بیماری ها تشریح شده است. در حال حاضر، بسیاری از فرآورده های دارویی به دست آمده از این قارچها توسط شرکتهای بزرگ دارویی در ژاپن، کره و چین تولید می شوند. با این وجود، تاکنون این داروها کمتر در جهان پزشکی غرب مورد استفاده قرار گرفته اند که این امر به دلیل ساختار پیچیده و نداشتن خلوص دارویی قابل قبول آنهاست.
برخی از عصاره ها و ترکیباتی که بتازگی از قارچهای دارویی بدست آمده اند، امید زیادی را به لحاظ داشتن خواص تعدیل کننده ایمنی، ضد سرطان، قلبی عروقی، ضد ویروس، ضد باکتری، ضد انگل و محافظت کننده در برابر هپاتیت و بیماری قند به وجود آورده اند. مطالعات علمی درخصوص قارچهای دارویی، طی دو دهه گذشته به طور فزاینده ای گسترش پیدا کرده است.
این مطالعات ابتدا در ژاپن، کره و چین و سپس در امریکا توسعه پیدا کرد. همچنین گزارش های علمی مربوط در مجلات معتبر پزشکی و علمی به چاپ رسیده است. لذا در آینده، صنایع دارویی توجه ویژه ای به این منابع داشته و خواهند داشت.
یکی از مهمترین قارچهای دارویی، قارچ شی تاکه (نام عمومی: Shiitake، نام علمی: (Lentinula edodes) است. تولید جهانی این قارچ در رتبه سوم و پس از قارچهای دکمه ای و صدفی قرار دارد، اما در برخی از کشورها مانند ژاپن، چین و کره جنوبی، حجم قابل توجهی از تولید سالانه قارچ را شامل می شود. این محصول به طور اعم همانند هر قارچ خوراکی دیگر، نقش مهمی در تامین نیاز غذایی جامعه بشری و به طور اخص، کاربردهای بسیاری در حفظ سلامت و درمان بسیاری از بیماری ها دارد.
به گفته پوریان فر قارچ شی تاکه یک منبع عالی پروتئین، عناصر معدنی (ریزمغذی ها) ویتامین های D و B و دارای چربی و کالری کم است. همچنین مصرف این قارچ به کاهش کلسترول خون کمک می کند. از سوی دیگر، تولید و پرورش قارچ شی تا که موجب استفاده بهینه از ضایعات کشاورزی موجود در کشور می شود. لذا ضروری بود تا روی تهیه اسپاون (مایه تلقیحی قارچ) و به دست آوردن دانش فنی تولید و پرورش این قارچ، پژوهش های جدی صورت گیرد. قارچها دارای رنگدانه هایی هستند که در موجودات دیگر یافت نمی شوند یا به میزان بسیار ناچیز وجود دارند.
بنابراین، از حدود 2 سال گذشته، در گروه زیست فناوری قارچهای صنعتی جهاد دانشگاهی مشهد، مجموعه ای از طرحهای پژوهشی تدوین و سازمان یافت. هدف اولیه آن بوده است که امکان تولید اسپاون قارچ شی تا که با استفاده از مواد متفاوتی چون خاک اره، ضایعات چوب و دیگر ضایعات بخش کشاورزی و سپس امکان تولید میوه این قارچ در بسترها و شرایط محیطی متفاوت مورد مطالعه و بررسی دقیق قرار گیرد و درنهایت بهترین شرایط برای پرورش آن معرفی شود. مسوولیت این طرحها به عهده دکتر مجید عزیزی از اعضای شورای علمی این گروه و استادیار دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد است.
در حال حاضر و شاید برای اولین بار در کشور، دانش فنی تولید میسلیوم خالص، تولید اسپاون و تولید و پرورش اندام میوه دهی این قارچ به صورت علمی توسط این گروه گزارش شده است.
این در حالی است که به رغم تولید رو به افزایش جهانی این قارچ، تاکنون در کشور ما اطلاعات منسجم ومنتشر شده ای در مورد تولید این قارچ وجود نداشته و موارد بسیار نادری از تولید آن گزارش شده است.

رنگهایی استثنایی از جنس قارچ

از زمانهای بسیار قدیم رنگهای طبیعی همواره مورد توجه بشر بوده است. رنگهای طبیعی به دلیل بالا بودن درجه ایمنی آنها همیشه نقش مهمی در رژیم غذایی بشر داشته اند و برای نسلهای متمادی با ایمنی استفاده شده اند. با گذشت زمان و نیاز روزافزون صنایع (نساجی، غذایی، آرایشی و غیره) به رنگهای بیشتر، انسان ناچار به تهیه و تولید انبوه رنگها به روشهای صنعتی و اکثرا مضر برای سلامت انسان و محیط زیست شد. این درحالی است که تولید و مصرف این رنگها موجب آلودگی هوا، سفره های آبهای زیرزمینی و آبهای جاری و همچنین آلودگی زمینهای کشاورزی و مراتع و در صنعت غذایی موجب نگرانی عمیق درباره میزان ایمنی مواد رنگ کننده شیمیایی یا مصنوعی در سلامت بدن می شود.
به همین دلیل متخصصان غذایی مانند گذشته های دور به دنبال استفاده مجدد و علمی تر از مواد رنگ کننده طبیعی هستند. دراین میان قارچها منابع ارزشمندی برای رنگدانه های طبیعی و ایمن هستند. تعداد رنگدانه های متنوع موجود در قارچها بیش از 1000 عدد است. احتمالا مهمترین خصیصه این رنگدانه ها، تنوع زیاد آنهاست. قارچها دارای رنگدانه هایی هستند که در موجودات دیگر یافت نمی شوند یا به میزان بسیار ناچیز وجود دارند. قارچ موناسکوس پورپورئوس یکی از مهمترین منابع قارچی برای تولید رنگ است.
لذا در این گروه، قارچ موناسکوس پورپورئوس به یکی از اهداف مهم تحقیقاتی در کشور ما تبدیل شده است.
با توجه به اهمیت این نوع قارچها پژوهشگران گروه زیست فناوری قارچهای صنعتی طی یک طرح پژوهشی به مسوولیت مهندس صابری از اعضای شورای علمی این گروه موفق به کسب دانش فنی کشت این قارچ و تولید رنگ قارچی از آن شدند. طی این طرح، کشت پرگنه و تولید رنگ از این قارچ در شرایط آزمایشگاهی بهینه سازی و دانش فنی آن به صورت علمی گزارش شد.
پوریان فر کاربرد این قارچ و رنگهای حاصل از آن را در صنایع داروسازی، غذایی، نساجی، آرایشی و بهداشتی می داند و می افزاید: در حال حاضر این نوع قارچ به منظور استفاده در صنایع از خارج از کشور وارد می شود، ولی در نظر است در آینده نزدیک روی تولید نیمه تجاری رنگهای حاصل از این قارچ کار شود.
به طور کلی فعالیت گروه پژوهشی زیست فناوری قارچهای صنعتی، در عرصه قارچهای خوراکی، دارویی و مولد رنگ است و ماموریت آن، رشد و توسعه صنایع مرتبط با عرصه های مذکوراست.
پوریان فر در پایان می گوید: انتظار می رود با توجه به قابلیت های زیست فناوری، این دانش بتواند از سه طریق اصلی کمک در جهت بهبود ژنتیکی صفات کمی و کیفی قارچهای خوراکی، افزایش بازده استحصال تجاری ترکیبات دارویی و افزایش بازده تولید تجاری پیگمان های رنگی بر توسعه صنایع مرتبط با قارچ تاثیر داشته باشد.

منبع:
پرتال استان اصفهان

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احمدرضا هاتفی  | 

آیا میدانستید؟

آیا میدانستید که دندانپزشك‌ها توصیه می‌كنند كه زمان مسواك زدن، تا 6 قدم از توالت دور شوید تا از ورود ذرات معلقی كه بوسیله هوا منتقل می‌شوند، در هنگام شستشوی دهان، جلوگیری شود ؟

آیا میدانستید که ستاره دریایی مغز ندارد ؟

آیا میدانستید که تعداد چینی‌هایی که انگلیسی بلدند، از تعداد آمریکایی‌هایی که انگلیسی بلدند، بیشتر است ؟

آیا میدانستید که شما نمیتوانید با حبس کردن نفستان خودکشی کنید ؟


آیا میدانستید که انسان‌های راست دست به طور میانگین 9 سال بیش از چپ دست‌ها عمر می‌کنند ؟

آیا میدانستید که هیچ کلمه ای در زبان انگلیسی با کلمه month هم قافیه نمی‌شود ؟

آیا میدانستید که مورچه ها بعد از مرگ در اثر سم پاشی به پهلوی راست می‌افتند ؟

آیا میدانستید که هر انسانی در طول زندگی‌اش به طور میانگین 8 عنکبوت را در حال خواب می‌خورد ؟

آیا میدانستید که گربه ماهی بیش از 27000 عضو چشایی دارد ؟

آیا میدانستید که کشتی ملکه الیزابت دوم بابت هر گالون سوختی که می‌سوزاند فقط 1.5 متر حرکت می‌کند ؟

آیا میدانستید که بطور متوسط، مردم آنقدر از عنكبوتها می‌ترسند كه نمی‌توانند آن‌ها را بكشند ؟

آیا میدانستید که فندك قبل از كبریت اختراع شد ؟

آیا میدانستید که با هوش ترین زن دنیا ۵ فوق لیسانس دارد و ضریب هوشی او ۲۰۰ است ؟

آیا میدانستید که فرشته ها با سرعت نور حرکت میکنند و زمان بر آنها کند میشود ؟

آیا میدانستید که انسان در سال ۳۰۰۰ قد متوسط ۲ متر و ۱۲۰ سال عمر و پوست قهوه ای خواهد داشت ؟

آیا میدانستید که ضریب هوشی انسان های معمولی بین ۸۵ تا ۱۰۵ است ؟

آیا میدانستید که هر تار موی انسان میتواند تا وزن ۱۰۰ گرم رشد کند ؟

آیا میدانستید که بلندترین موی سر دنیا ۶ متر است ؟

آیا میدانستید که سریعترین عنکبوت دنیا دارای سرعت ۱۶ km در ساعت است که در افریقاست ؟

آیا میدانستید که یک انسان نهایتا میتواند با سرعت ۳۵ km در ساعت بدود ؟

آیا میدانستید که نوعی عنکبوت میتواند ۳۰۰ برابر وزنش را بلند کند ؟

آیا میدانستید که 80 درصد موجودات دنیا را حشرات تشکیل داده‌اند ؟

آیا میدانستید که روباه همه چیز را خاکستری می‌بیند ؟

آیا میدانستید که گربه قادر به تشخیص مزه‌ی شیرینی نیست ؟

آیا میدانستید که تعداد حشرات موجود در ۲/۵کیلومتر (دو و نیم) مربع زمین کشاورزی، از انسان‌های موجود در تمام دنیا بیشتر است ؟

آیا میدانستید که یک گرم سم مار کبری می تواند ۱۵۰ نفر را بکشد ؟

آیا میدانستید که حس چشایی نوعی پروانه‌ی بزرگ ۱۲ هزار برابر دقیق‌تر از انسان است ؟

آیا میدانستید که تنها حیوانی که نمی‌تواند شنا کند، شتر است ؟

آیا میدانستید که لاما که نوعی شتر کوچک بی کوهان است بهنگام عصبانیت بر صورت طرف مقابل، تف می‌اندازد ؟

آیا میدانستید که نوعی کوسه، هر دو هفته یک بار صاحب یک سری دندان جدید می شود. آنها هر ساله بیش از ۲۴ هزار دندان جدید درمی‌آورند ؟

آیا میدانستید که امروزه در جهان ۲۵۰ هزار نوع گیاه گلدار شناسایی شده است ؟

آیا میدانستید که وقتی به خورشید نگاه میکنید صحنه ۸ دقیقه قبل از آن را مشاهده میکنید ؟

آیا میدانستید که مساحت سوراخ اوزون ۲۴ میلیون کیلومتر مربع یا به اندازه آمریکای شمالی است ؟

آیا میدانستید که سالانه ۱.۳ میلیون متر مکعب چوب صرف چوبهای غذا خوری در چین میشود ؟

آیا میدانستید که در طوفان شن کویر بین ۶۰ تا ۲۰۰ میلیون تن شن جابجا میشود ؟

آیا میدانستید که دارچین بسیار کشنده است اگر به صورت وریدی به انسان تزریق شود ؟

آیا میدانستید که فقط یک نفر از یک میلیارد نفر بیش از 116 سال عمر می‌کند ؟

آیا میدانستید که روز تولد شما حداقل با 9 میلیون نفر دیگر یکی است ؟

آیا میدانستید که ماموتها که ۱۰ هزار سال پیش منقرض شدند تا ۶ سالگی شیر مادرشان را میخوردند ؟

آیا میدانستید که لئو‌ناردو داوینچی مخترع قیچی بود، همچنین 10 سال طول كشید تا لبهای مونالیزا را نقاشی كند ؟

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احمدرضا هاتفی  |